بررسی و تطبیق کهن الگوی آنیما در شعر بدرشاکر السیّاب و قیصر امین پور

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه حکیم سبزواری

2 دانش آموختة دکتری زبان وادبیات عربی، دانشگاه حکیم سبزواری

doi
10.22103/jcl.2018.1960
چکیده

براساس نظریات روان­شناس سوییسی، کارل گوستاو یونگ، ضمیر ناخودآگاه جمعی، میراثی است بازمانده از دوره­ های نخستین نیاکان بشر که در ذهن هر انسانی وجود دارد. در این ناخودآگاه جمعی، تصاویر ازلی و مفاهیم مشترک جهانی وجود دارند که یونگ، آنها را «کهن­ الگو» می­نامد. مهم­ترین کهن­ الگوها از نظر او، سایه، نقاب، آنیما و آنیموس هستند. آنیما شاید مهم ­ترین این کهن ­الگوها باشد که به شخصیت زن پنهان در وجود هر مردی اطلاق می­شود. این کهن ­الگو، در تمامی آثار ادبی جهان مشاهده می ­شود وشاعران و نویسندگان، آثار ادبی خود را با الهام­ گرفتن از آن غنا بخشیده ­اند. بدر شاکر السیّاب و قیصر امین­پور نیز از شاعرانی هستند که با الهام­گرفتن از این کهن­ الگو، احوال درونی خود را آشکار نموده ­اند. در پژوهش حاضر، به بررسی وتطبیق این کهن­ الگو در شعر این دو شاعر، با رویکرد تطبیقی مکتب آمریکایی پرداخته ­می ­شود. نتایج این پژوهش، نشان می­ دهد که حضور آنیما، یکی از مهم­ ترین تکیه­ گاه ­های عاطفی این دو شاعر بوده ­است که با توجه به شرایط متفاوت فرهنگی و جغرافیایی­شان، به گونه ­های متفاوتی در اشعار آنها ظهور یافته ­است.