"ققنوس" و "فینیق" در اشعار نیما و آدونیس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 استاد گزوه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علّامه طباطبایی تهران
3 کارشناس ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علّامه طباطبایی
doi
10.22103/jcl.2018.1963چکیده
علی اسفندیاری (نیما یوشیج) و علی احمد سعید (آدونیس)، از شاعران برجستة معاصرِ فارسی و عربی هستند که دستی بر اسطوره و رمزگرایی دارند. یکی از این اسطورهها «ققنوس» و «فینیق» است که از مشترکاتِ اساطیر ایرانی و سامی هستند. در این مقاله از شیوة توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی استفاده شدهاست؛ به این ترتیب که نخست، طرح اولیه و ویژگیهای اساطیری ققنوس و فینیق، براساس منابع اسطورهای ایرانی و سامی بیان گردیده و سپس، به مسئلة بازتولید این اسطورهها در قالب شعر نو فارسی و عربی پرداخته شدهاست. در گام بعدی، این دو اسطوره از نظر وجوه تشابه و تفاوت و چگونگی کاربردشان در جهت بیان مسائل سیاسی- اجتماعی عصر نیما و آدونیس مقایسه شدهاند. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که نیما و آدونیس، اسطورة «ققنوس» و «فینیق» را بهطور نمادین و با وجه شبهی تازه، متفاوت با اشعار پیشینیان، در سروده های خود بهکارگرفته اند که هم رمز و نمادی برای خود شاعر است و هم جهت القای مفاهیمِ سیاسی- اجتماعی مدّنظر ایشان بهکارگرفته شدهاست؛ به نوعی که هر دو شاعر، از این اسطوره برای مضمونی واحد و رسالتی مشابه بهره برده اند.