بررسی اندیشههای اینگهبورگ باخمان بر اساس نقد داستان همه چیز
نویسندگان
1 دکترای زبان آلمانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار گروه زبان آلمانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، ، تهران، ایران
doi
10.22059/jor.2019.266611.1750چکیده
اینگهبورگ باخمان، شاعر و نویسندة توانمند اتریش، در داستان همهچیز، تصویری از انسان غربی عصر مدرن ارائه میدهد که با وجود پیشرفتهای فناوری هنوز قادر نیست رابطهای بخردانه و همتراز با همنوع خود برقرار کند. وی با بهرهگیری از عناصر داستانی پریشذهنی راوی داستان را بهزیبایی بهتصویر میکشد. در این داستان، راوی درمانده و سرگشته از زندگی در دنیای تضادها، در صدد فرار بهدنیایی نوین و آرمانی (اتوپیا) است، اما گرفتار در حصار زبان، باز بهحرکت خود در مدار نومیدی، دلشکستگی و بیهودگی ادامه میدهد. باخمان در این داستان؛ چالش اصلی راوی و همسرش را زبان و ناتواناییاش در بیان افکار و احساسات میداند، بیآنکه بهسرخوردگی انسان مدرن از مرگ ارزشهای اخلاقی و معنویت اشاره کند. جستار حاضر با بهرهگیری از روش کتابخانهای و اسنادی تلاش میکند، ضمن بررسی ساختاری و محتوایی داستان همه چیز، دیدگاههای اعتقادی و دغدغههای این نویسندة آلمانیزبان را بهتصویر کشد و در بوتة نقد گذارد.