بررسی تطبیقی استعاره های مفهومی مشترک رباعیّات خیّام و طلاسم ابوماضی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22103/jcl.2017.1596چکیده
مسئلۀ اصلی این مقاله، بررسی تطبیقی استعاره هایی است که تأثیر و تأثّرها و اشتراکات فکری رباعیّات خیّام و طلاسم ابوماضی را نشان میدهند. مبانی نظری مقاله، نظریۀ استعاره های مفهومی است که استعاره را از شگردی بلاغی، به ابزاری برای اندیشیدن ارتقا داده است. در آغاز، مبانی نظریۀ یادشده را بر اساس کلیدواژه های زبانشناسان شناختی بازخوانیکرده ایم و گزارشی از استعارههای مشترک رباعیّات خیّام و طلاسم ابوماضی ارائه دادهایم. آنگاه استعاره ها را براساس مضمون به چهار گروهِ پدیده، به مثابه اسیر است، حیوان به مثابه انسان، است، جهان به مثابه بناست و جهان به مثابه دایره است، تقسیم کرده ایم. سپس، استعار ههای با ویژگی های منفی و استعارههای دو پهلو را بررسی کرده و به تحلیل شناختی هر گروه پرداختهد ایم و ارزش زیباشناسی و شگردهای هنری استعاره ها را در ذیل آن آورده ایم ومشخص کرده ایم که شگردهای مهم خیّام و ابوماضی، به عنوان مبتکر بوطیقای رباعیّات چندپهلو و قصاید فلسفی، در ساختن استعاره ها چیست. مقاله با این نتیجه به پایان می رسد که نگرش های ابوماضی در طلاسم، نشان دهندۀ نوعی بینامتنیّت و بازتاب گفتمان فلسفی خیام است.