بینامتنی دینی(قرآن، انجیل، و تورات) با رویکرد مفهوم مقاومت در اشعار محمود درویش و قیصر امین پور

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عرب، دانشگاه الزهرا

2 دانشیار بخش زبان و ادبیّات عرب، دانشگاه الزهرا

doi
10.22103/jcl.2017.1599
چکیده

بینامتنی نظریه‌ای است که با آن می‌توان میان متن قدیم و جدید ارتباط برقرار کرد و بر غنای اثر ادبی افزود .به این دلیل، این پژوهش در نظر دارد با روش توصیفی و تحلیلی، اثر بینامتنی دینی را با رویکرد مفهومی مقاومت و با تأکید بر نظریۀ «کریستوا»، در اشعار مقاومت محمود درویش، شاعر فلسطینی، و قیصر‌امین‌پور، شاعر ایرانی، را مورد بازبینی قرار دهد. بینامتنی حوزه‌های بسیاری دارد امّا از آنجا که شاعران مذکور دریافته‌اند قرآن، کتاب‌های آسمانی و شخصیت‌های دینی، منبع مهمی برای آزادی انسان‌ها هستند، با استفاده از بینامتنی دینی مردم را به جهاد علیه دشمن دعوت کرده‌اند، هرچند درویش از منابع یهودی ومسیحی به ­صورت نفی متوازی و کلّی بیشتر استفاده کرده‌است و امین‌پور از نفی متوازی و جزیی بهره برده‌است .بینامتنی در اشعار درویش نسبت به امین‌پور، وضوح بیشتری دارد.کاربرد بینامتنی دینی در سه حوزۀ اسلام، مسیحیت و یهود، بیانگر تعامل دو شاعر با این ادیان است واختلاط دینی که درویش و امین‌پور در اشعار خود به کاربرده‌اند، امری است که دولت‌ها می‌توانند در سایۀ آن اختلافات مذهبی خود را کنارگذارند و به نوعی همزیستی مسالمت‌آمیز دست یابند.