مقایسه اثربخشی مداخله رفتاری- تغذیه‌ای با مداخله شناختی بک در ترکیب با تجویز رژیم غذایی– فعالیت بدنی درکاهش اضافه وزن و بهبود نیمرخ چربی زنان

نویسندگان

1 گروه روان‌شناسی و مرکز تحقیقات علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشگاه پیام‌نور سمنان

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، اصفهان

3 دانشگاه پیام نور، تهران

4 گروه روان‌شناسی دانشکده علوم انسانی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم

5 گروه روان‌شناسی دانشکده علوم انسانی، دانشگاه پیام نور تهران

6 گروه روان‌پزشکی دانشکده پزشکی، دانشگاه تهران

7 دانشگاه آزاد اسلامی، تهران

doi
چکیده

 مقدمه و هدف: یکی از پیامدهای اضافه وزن و چاقی؛ بدکارکردی چربی­های خون است که امروزه متخصصین سلامت برای اصلاح آنها روی رویکردهای چند وجهی (زیستی- روانی- اجتماعی) متمرکز شده­اند. از این رو، این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی مداخله رفتاری- تغذیه­ای و مداخله شناختی بک در کنار تجویز رژیم غذایی- فعالیت بدنی برای کاهش اضافه وزن و بهبود نیمرخ چربی زنان دارای اضافه وزن و چاقی انجام شد.   مواد و روش‌ها: با استفاده از طرح نیمه آزمایشی و روش نمونه­گیری در دسترس 32 زن با 25≥  BMI که واجد معیارهای ورود- خروج بودند در دو گروه آزمایش (گروه مداخله رفتاری – تغدیه­ای و گروه مداخله شناختی بک) به طور تصادفی (هر گروه شامل 16 نفر) جایگزین شدند. وزن، قد و نیمرخ چربی کلیه آزمودنی­ها قبل، بعد و سه ماه پس از پایان مداخله­ها اندازه­گیری شدند   نتایج: تحلیل داده­ها با نسخه شانزدهم SPSS و با روش تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر نشان داد هر دو مداخله باعث کاهش معنادار وزن، TG و TC شدند (05/0p < ). همچنین، HDL در هر دو گروه افزایش معنادار داشت (05/0p < ). اما میان دو مداخله در تغییر این مؤلفه­ها به جز LDL تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0p >).   نتیجه­گیری: به نظر می­رسد انواع مداخله­های روان­شناختی در کنار مداخله­های تغذیه­ای و فعالیت بدنی، با استفاده از روش­های خاص خود به واسطه کنترل به راه اندازنده­های پرخوری و اصلاح رفتارها و باورهای مخرب غذاخوردن به یک اندازه باعث بهبود نیمرخ چربی و کاهش وزن آزمودنی­ها می­شوند.