میراث هندوایرانی «هفت‌کشور» در متون کهن ایرانی و هندی

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی

2 استادیار گروه تاریخ دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین

doi
10.22059/jis.2016.60591
چکیده

قدمت انگارة جغرافیایی «هفت‌کشور» به دوران آغازین هندوایرانی بازمی­گردد. پس از جدایی هندیان و ایرانیان، روایت آغازین هندوایرانی هفت­پاره بودن زمین، با توجه به شرایط اقلیمی سرزمین­های جدید و تغییرات دینی و سیاسی دگرگون شده و به صورت­های کنونی درآمده است. مقایسة متون کهن ایرانی و هندی، به­ویژه اوستا و ویشنو پورانه، نشان می­دهد که در طرح کلی روایت اصلی هندوایرانی، جهان به هفت پاره تقسیم شده بوده که یک پاره در میان بوده و شش پارة دیگر بر گرد آن قرار داشته­اند. از میان این هفت سرزمین، که توسط موانعی از یکدیگر جدا شده بودند، در آغاز تنها پارة میانی مسکون بوده است، اما بعدها پس از انشعاب مردم از پیش­نمونة نیای آغازین، سایر نواحی هم مسکون شده­اند. در متون اوستایی، همچون هندی، نام­های جدیدی جایگزین نام­های آغازین شد. بعدها با گسترش آیین مزدیسنی و انتقال نیروی سیاسی از شرق به غرب فلات ایران، هفت‌کشور متون اوستایی نیز دچار تغییر شده و در متون فارسی میانه با تغییر جهات شرقی و غربی با افق جغرافیایی جدید، که بنا بر آن سرزمین میانی در غرب فلات ایران قرار داشت، منطبق گشت. این میراث تقسیم هفت­گانه به صورت مستقل در منابع مربوط به دورة هخامنشی نیز مشاهده می­شود که در آن به صورت کم­رنگ ردپای یک تقسیم هفت­گانه در سازماندهی شهرب­های هخامنشی دیده می­شود.