بررسی تطبیقی مؤلفه های زمان روایی در داستان «فرارِ» آلیس مونرو و داستان «پرلاشزِ» زویا پیرزاد
نویسندگان
1 استادیار بخش زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان
2 استادیار بخش زبان و ادبیّات انگلیسی، دانشگاه ولیعصر(عج) رفسنجان
3 کارشناس ارشد زبان و ادبیّات انگلیسی دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان
doi
10.22103/jcl.2017.1606چکیده
زمان روایی در قالب داستان کوتاه، به دلیل اختصار و تأثیر در شخصیتپردازی، اهمیّت بسزایی دارد. در پژوهش حاضر، داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» زویا پیرزاد از مَنظرِ مؤلفههای زمان روایی، بر مبنای نظریة ژرار ژنت، مورد بررسی و تحلیل تطبیقی قرارگرفتهاست. در این جُستارف به دو سؤال مطرحشده پاسخ داده خواهدشد: استفادة از زمان روایی تا چه حد در قالب داستان کوتاه و شخصیّتپردازی ضروری است؟ آیا در این سبک از روایت، زویا پیرزاد از آلیس مونرو متأثر بودهاست؟ بررسی تطبیقی این دو داستان از مَنظرِ زمان روایی، از آن جهت حائز اهمیّت است که آثار دو نویسنده، در فُرم و محتوا دارای ویژگیهای مشترکی همچون مؤلفههای زمان روایی با تأکید بر شخصیّتهای زن و رویکردِ اجتماعی به مسائل زنان است. تحلیل این دو داستان نشان میدهد که وجوهِ مشترک سبک روایی و محتوایی، با تأکید بر مسائل زنان و رویکرد اجتماعی، به مشکلات آنان در داستانهای دو نویسنده و مقارنبودن دورة اوج تکامل این سبک از داستانها در امریکا و اروپا (دهة نود میلادی)، با تألیفِ داستانهای زویا پیرزاد و ترجمة فارسی این آثار، میتواند حاکی از متأثربودن او از این سبک داستان نویسی آلیس مونرو باشد.