روایت‌شناسی تطبیقی داستان «فریدون و ضحاک» و «موسی و فرعون»

نویسندگان

1 دانشیار بخش زبان و ادبیات عربی/ دانشگاه زابل

2 کارشناس ارشد ادبیات فارسی/دانشگاه زابل

3 کارشناس ارشد ادبیات فارسی/دانشگاه زابل

doi
10.22103/jcl.2016.1487
چکیده

قرآن کریم به‌عنوان یکی از منابع الهام‌گیری شاعران و هنرمندان مسلمان، از دیرباز موردتوجه ایشان بوده است. یکی از جلوه‌های تأثیرگذاری این کتاب آسمانی بر آثار ایشان، داستان‌های قرآنی و درون‌مایه‌ای آن‌هاست. شاهنامه از جملة آثاری است که فردوسی در داستان‌های آن از قرآن کریم الگو گرفته است. یکی از این داستان‌ها، داستان فریدون و ضحاک است که به تأثیر از داستان موسی و فرعون پرداخته‌شده است. در مقایسة این دو داستان، در کنار شباهت‌ها، اختلافاتی نیز وجود دارد. در نوشتار پیش رو، نگارندگان با تکیه‌بر روش تحلیلی-توصیفی، کوشیده اتد تا با رویکردی روایت شناسانه به بازخوانی تطبیقی این دو داستان بپردازند و این تطبیق را به اجزا و بخش‌های هر دو متن در دو سطح ساخت مایه‌های روایی و ابعاد مفهومی و موضوعی گسترش دهند تا از این رهگذر، وجوه اشتراک و افتراق هر دو داستان را بازکاوی نمایند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که علی‌رغم شباهت بسیار دو داستان، با توجه به تفاوت ماهیت و اهداف (پند و اندرز در قرآن و داستان-سرایی و سرگرم نمودن در شاهنامه) سطح توجه به عناصر روایی میان آن دو تاحدی متفاوت است.