بررسی نسبت واژه تسالم با مفاهیم مشابه آن
نویسندگان
1 استادیار گروه فقه و حقوق اسلامی، عضو هیات علمی،دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، جمهوری اسلامی ایران
doi
10.22067/jfiqh.2022.70216.1106چکیده
مفهومشناسی درست و فهم صحیح از لفظ، بحثی علمی است؛ ازآنرو که شناخت مفاهیم، نقش اصلی در ارزشیابیهای علمی دارد. واژهٔ تسالم از کلمات پرکاربرد در متون فقهی معاصر است که شناسایی جایگاه و چگونگی کاربست آن میتواند نقش مهمی در فهم مطالب فقهی و ارزشگذاری راجع به آن داشته باشد. در این نوشتار بهشیوهٔ توصیفیتحلیلی به بازشناسی این مفهوم و بررسی نسبت آن با مفاهیم مشابه دیگر نظیر اجماع، عدمخلاف، اتفاق، شهرت فتوایی و ضرورت پرداختهایم. یافتهها بیانگر آن است که تسالم ازنظرِ بار مفهومیِ فقهی با تمام کلمات به ظاهر مشابه متفاوت است. اجماع نیاز به کاشفیت از رأی معصوم دارد و مدرکیبودن یا نبودن اجماع در حجیت آن مؤثر است. از اتفاق و عدمخلاف نیز یا مراتب پایینتر از اجماع در کلمات فقها اراده شده است یا کلمهای هممعنای اجماع که میبایست شرایط اجماع را داشته باشد. شهرت فتوایی نیز بهدلیل اینکه اعتبارش از عدمخلاف پایینتر است از مقایسه با تسالم خارج میشود. نسبت تسالم با ضرورت فقهی نیز با وجود شباهت بیشتر نسبت به بقیه تفاوت دارد؛ ازجمله ازنظرِ جزئیت تطبیقی و شمول نسبت به همهٔ فروعات، مسلّمبودنِ مسئله نزد خود فقیهی که ادعای تسالم کرده و نیز شمول آن نسبت به مسائل اصولی افزون بر فقهی. درنتیجه تسالم با هیچکدام از مفاهیم یادشده قرابت معنایی یا ترادف ندارد.