بررسی زمینههای مشترک گرایش به رئالیسم جادویی در جنوب ایران و آمریکای جنوبی
نویسندگان
1 عضو هیآت علمی، دانشگاه حضرت نرجس (س) رفسنجان
2 دانشیار بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22103/jcl.2016.1491چکیده
رئالیسم جادویی شیوهای است که در آن نویسنده، خیال و واقعیّت را چنان با هم در میآمیزد که مرز مشخصی میان آن دو نباشد. اگرچه گابریل گارسیا مارکز به عنوان پیشرو این شیوه و برخی دیگر از نویسندگان مطرح آن، در آمریکای جنوبی میزیسته اند؛ امّا این نوع ادبی درکشورهای جهان سوم نیز رواج یافت. در ایران منیرو روانیپور و غلامحسین ساعدی به عنوان پیشگامان این حوزۀ ادبی شناخته میشوند؛ امّا نکتۀ قابل توجّه این است که اغلبِ نویسندگان این شیوه مربوط به منطقۀ جنوب ایران هستند. تلاش ما در مقالۀ حاضر این است که ضمن بررسی شرایط اقلیمی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دو منطقۀ جنوب ایران و جنوب آمریکا، زمینههای مشترک و علل گرایش نویسندگان دو منطقه به رئالیسم جادویی را روشن کنیم. به نظر میرسد شرایط خاصِّ اقلیمی، دور بودن از مراکز شهری، فقر اقتصادی و بیسوادی باعث گرایش مردم این مناطق به اسطورهها، خرافات و جادو شده عرصۀ مناسبی برای تخیّل فراهم نموده است؛ به گونهای که عنصر خیال، بخشی از واقعیت زندگیشان شده است. این زمینهها با مؤلفههایی همچون: موقعیت استراتژیک این دو منطقه و برخورداری از ذخایر ارزشمند، حضور استعمارگران، اختناق در حکومتهای مرکزی، به خطر افتادن فرهنگ بومی همراه شده است و نویسندۀ روشنفکر را به سمت استفاده از عناصر جادویی برای روشنگری، گریز از اختناق و تلاش برای احیای فرهنگ بومی سوق داده است.