روسپی‌گری: تحمیل اجتماعی یا انتخاب شخصی؛ ارائه یک تحلیل کیفی

نویسندگان

1 گروه آموزشی علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد

3 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد (نویسنده مسئول).

4 گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22054/rjsw.2017.10039
چکیده

چکیده این پژوهش به واکاوی تجربة زیسته و شناخت ادراک عاملان اجتماعی پیرامون پدیده روسپی‌گری می‌پردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف پژوهش اکتشافی، از لحاظ فرایند اجرای پژوهش کیفی و مبتنی بر پارادایم تفسیری، از لحاظ نتایج پژوهش کاربردی و به لحاظ معیار زمان مطالعه مقطعی (1396-1397) است. از تحلیل نظام‌مند مصاحبه عمیق با 16 نفر از عوامل بازار روسپی‌گری (روسپی، واسطه و مشتری) به روش نظریه زمینه‌ای با رویکرد اشتراوس و کوربین، 80 مقوله فرعی، 20 مقوله محوری و در نهایت بر اساس کدگذاری گزینشی پدیده مرکزی در قالب «روسپی‌گری، برون داد درگیری در چرخه فقر، بی‌پناهی و بهره‌کشی» صورت‌بندی شد. نتایج تحقیق نشان داد پدیده مرکزی شناسایی‌ شده تحت تأثیر مجموعه‌ای از شرایط زمینه‌ای شامل «نقصان در قوانین مرتبط با خانواده و زنان» و «بی‌ثباتی در شرایط اقتصادی - اجتماعی جامعه» و شرایط مداخله‌ای شامل «محدودیت‌ها و محرومیت‌های ناشی از فرهنگ سنتی»، «ازدواج نامناسب»، «اعتیاد و تسریع در گرایش به روسپی‌گری»، «خشونت خانگی»، «ضعف مهارت‌های اجتماعی»، «خانواده متزلزل» و «سوابق تحصیلی» و شرایط علّی شامل «بی‌پناهی اجتماعی»، «رونق بازار بهره‌کشی جنسی» و «فقر تشدید شونده خانوار» بوده است. همچنین روسپیان راهبردهایی همچون «انطباق فعال با وضع موجود» و «مقاومت مقطعی/ غیر پیوسته» را به کار می‌برند که منجر به پیامدهایی شامل: «تشدید آسیب‌پذیری در برابر عوامل مخاطره‌آمیز»، «قرارگیری مداوم در معرض خشونت» و «خانواده زدایی از زندگی روزمره» می‌شود.