طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگی‌های حرفه‌ای کارکنان کلیدی صنعت بیمه ایران: رویکرد آمیخته

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت و حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، تهران، ایران.

2 استاد، گروه مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

3 استاد، گروه مدیریت، دانشگاه تهران (پردیس بین المللی کیش)، تهران، ایران.

doi
10.22056/ijir.2026.01.06
چکیده

پیشینه و اهداف: صنعت بیمه به‌عنوان پشتیبان فعالیت‌های مالی و اقتصادی یک کشور به سرمایة انسانی متخصص و شایسته نیاز دارد. بررسی پیشینة پژوهش نشان می‌دهد که مسائل و محدودیت‌های متعددی در شناسایی و اندازه‌گیری شایستگی‌ها وجود دارد. این مسائل شامل عدم روایی مدل‌های شایستگی، تمرکز بر رابطة همبستگی متغیرهای شایستگی‌ با عملکرد مدیران و گذشته‌نگر بودن مدل‌ها می‌شود. با توجه به طرح موضوع و شکاف‌های پژوهشی موجود، پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگی‌های حرفه‌ای کارکنان کلیدی صنعت بیمة کشور انجام شده است.روش‌شناسی: روش پژوهش روش آمیخته (کیفی و کمّی) است. روش پژوهش بخش کیفی تحلیل مضمون و روش کمّی نیز روش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. مشارکت‌کنندگان پژوهش در بخش کیفی شامل خبرگان صنعت بیمه که یک نمونة 15 نفری با روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی از میان آن‌ها انتخاب شد. جامعة آماری بخش کمّی پژوهش نیز عبارت بودند از کارکنان کلیدی صنعت بیمه و با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده تعداد 88 نفر از آنان انتخاب شد. ابزار جمع‌آوری داده‌های پژوهش برای بخش کیفی مصاحبة نیمه‌ساختاریافته و ابزار برای بخش کمّی نیز پرسش‌نامة محقق‌ساخته بوده است.یافته‌ها: نتایج بخش کیفی نشان داد که ابعاد اصلی شایستگی‌های حرفه‌ای کارکنان کلیدی صنعت بیمه شامل چهار بعد است: (1) شایستگی فردی؛ توانایی ارزیابی و انتخاب فنّاوری، استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی، امنیت داده و مشارکت در تحقیقات، (2) شایستگی بین‌فردی؛ مدیریت تعارض، ارتباط اثربخش، مذاکره و اقناع، و هوش هیجانی، (3) شایستگی کارکردی؛ مدیریت زمان، مدیریت داده‌ها، تصمیم‌گیری و حل مسئله، مدیریت تغییر و سرمایه انسانی و (4) شایستگی سازمانی؛ تدوین استراتژی، رهبری اثربخش، کنترل و نظارت، تحلیل بازار و بازاریابی. در بخش کمّی نیز همة روابط مدل برازش‌شده معنادار بودند؛ به‌طوری‌ که مقدار آمارة t برای مسیرها بالاتر از 1.96 و سطح معناداری کمتر از 0.50گزارش شد که بیانگر اعتبار مدل نهایی است. تحلیل میزان اثرگذاری ابعاد نشان داد که شایستگی‌هایی مانند «تصمیم‌گیری و حل مسئله» و «رهبری اثربخش» بیشترین تأثیر را دارند؛ درحالی‌که شایستگی‌هایی مانند «امنیت سایبری» و «مشارکت در پروژه‌های پژوهشی» در رتبه‌های پایین‌تری قرار گرفتند.نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر با ارائة الگویی بومی و معتبر از شایستگی‌های حرفه‌ای کارکنان کلیدی صنعت بیمه، چندین دستاورد نظری و عملی به همراه دارد. به‌لحاظ نظری، این پژوهش شکاف موجود در ادبیات داخلی را پر کرده و تصویری جامع از ابعاد شایستگی‌های فردی، بین‌فردی، کارکردی و سازمانی ارائه کرده است. از نظر عملی، مدل نهایی می‌تواند به مدیران و سیاست‌گذاران صنعت بیمه کمک کند تا در فرآیندهای جذب، انتخاب، آموزش، ارزیابی و جانشین‌پروری کارکنان کلیدی از چهارچوبی علمی و مبتنی بر شایستگی استفاده کنند. همچنین، این مدل مبنایی برای طراحی دوره‌های آموزشی هدفمند، توسعة منابع انسانی، ارتقای رضایت مشتریان و افزایش مزیت رقابتی شرکت‌های بیمه در سطح ملی و بین‌المللی خواهد بود. هرچند پژوهش حاضر با محدودیت‌هایی همچون حجم نمونة محدود و دشواری دسترسی به خبرگان مواجه بوده است، اما نتایج آن می‌تواند الهام‌بخش مطالعات بعدی برای توسعة مدل‌های جامع‌تر، آینده‌نگرتر و با داده‌های گسترده‌تر باشد. در مجموع، یافته‌ها نشان می‌دهد که موفقیت صنعت بیمه در گرو توجه نظام‌مند به شایستگی‌های حرفه‌ای کارکنان کلیدی است و به‌کارگیری چنین مدل‌هایی می‌تواند آینده‌ای پایدارتر و رقابتی‌تر برای این صنعت به ارمغان بیاورد.