بسط و قبض موضوع احکام کیفری برخلاف نفع متهم در پرتوِ روح قانون
نویسندگان
1 طلبه درس خارج، دانشآموخته دکتری حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه میبد
doi
10.22067/jfiqh.2021.68247.1034چکیده
روح قانون یکی از منابع اصطیاد حکم در محاکم کیفری است که تلقیشدن آن بهعنوان منبعی متعارض با اصل قانونیبودن جرم و اصل تفسیر بهنفع متهم، مانع بهرهبرداری مناسب از آن برای صدور حکم شده است؛ درحالیکه کارکرد آن پرکردن خلأها و رفع کاستیهای دو اصل پیشگفته است. همین نگاه ظاهری موجب شده اصطلاح روح قانون در حقوق کیفری، چندان که باید بازتاب نیابد. این نهاد حقوقی درصدد جرمانگاری موضوعات جدید نیست، بلکه بهشیوهای منطقی درصدد بررسی امکان قبض یا بسط موضوعات قانونی به موضوعات مبتلابه یا نوین مشابه است تا حکم مقرر در قانون، با رعایت اصل تناسب جرم و مجازات، برای سایر موضوعات اِعمال شود. کارکرد کامل آن نیز بر پایه قاعدهٔ «التعزیر لکل عمل محرم» در تعزیرات است. روح قانون صبغهٔ فقهی نیز دارد و با عنوان روح یا مذاق شریعت در فقه رخ نموده است و دلالت تنبیه، الغای فارق و تناسب حکم و موضوع و عرف را میتوان از مستندات حجیت آن دانست. روح قانون بهمثابهٔ حکم مستخرَج مستند به مباحث الفاظ است و جایگاه مقدمی برای کشف حکم راجع به اصول عملیه، ازجمله تفسیر به نفع متهم و تفسیر مضیق دارد. در نوشتار حاضر این نهاد حقوق کیفری بهعنوان یکی از منابع صدور حکم با روش توصیفیتحلیلی بررسی شده و بهمنظور کاربردیشدن آن، مثالهایی از متون قانونی در تمامی مراحل ذکر شده است.