اندیشههای وجودی در سرودههای شفیعی کدکنی و أدونیس
نویسندگان
1 دانشگاه بیرجند
2 هیأت علمی دانشگاه بیرجند
doi
10.22103/jcl.2016.1276چکیده
از مکاتب فلسفی که امروزه در عالم هنر و ادبیات نقش بهسزایی ایفا کرده اگزیستانسیالیسم است، گرچه بخشی از آن را تحت عنوان «فلسفهی وجود» در فرهنگ اسلامی نیز میتوان مشاهده کرد. از آنجا که شاعران و نویسندگان معاصر ناگزیر از آشنایی با مکاتب ادبی، فکری و هنری هستند، سهم اندیشهی وجودی و مؤلفههای شاخص آن را در ادبیات معاصر جهان نمیتوان نادیده گرفت. شفیعی کدکنی و أدونیس ضمن آگاهی از ادبیات غرب و توجه به نهضت ترجمه کوشیدهاند تا اندیشههای فلسفی جدید را به شعر درآمیزند. از این روی، نگارندگان برآنند تا ضمن تبیین مؤلفههای اگزیستانسیالیسم (وجودگرایی، انسانمحوری، آزادی، اخلاق وضعیتی، زمان وجودی) و تحلیل آنها در سرودههای این دو شاعر، هم تأثیر فلسفه را بر شعر شاعران مدنظر نشان دهند و هم بر این امر تاکید کنند که درک شعر معاصر بدون توجه به اندیشههای فلسفی به درستی میسر نمیشود. در سرودههای شفیعی و أدونیس تفاوتهای اساسی نیز در اندیشهی وجودی به چشم میخورد که این امر به گرایشهای مختلف(الهی و الحادی) این مکتب مربوط میشود.