خودکشی؛ بهمثابه عبور از امر مسکوت مانده (موردمطالعه: افراد اقدام کننده به خودکشی در شهر تهران).
نویسندگان
1 هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی
2 جامعه شناسی فرهنگی. دانشکده علوم انسانی و اجتماعی. دانشگاه ازاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران
3 دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.نویسنده مسئول
doi
10.22054/rjsw.2016.9370چکیده
چکیده خودکشی بهعنوان اقدامی آگاهانه در آزار به خود که به مرگ منتهی میگردد، ازجمله مسائل اجتماعی جامعه انسانی میباشد که روزبهروز بر وسعت آن افزوده میشود. مطالعات همهگیرشناسی خودکشی در ایران نیز نشان داده است که خودکشی و اقدام به آن در حال افزایش است. این تحقیق درصدد است در یک مطالعه کیفی و بر اساس رهیافت گرنددتئوری علل اجتماعی و فرهنگی اقدام به خودکشی، نوع تعامل فرد خودکش با خانواده، گروه و جامعه و ارتباط آن با اقدام به خودکشی را موردمطالعه قرار دهد تا به تصویری شفافتر از روابط بین عوامل مؤثر بر اقدام به خودکشی دست یابد. شیوه نمونهگیری مبتنی بر هدف بوده و از افراد اقدام کننده به خودکشی (8 زن و 3 مرد) که در بیمارستانهای شهر تهران تحت درمان پزشکی بودهاند مصاحبه شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که تبیینکنندههای اقدام به خودکشی از دیدگاه افرادِ خودکش خیانت جسمی- جنسی، خیانت ذهنی، ارتباط با جنس مخالف، روحیه لجبازی و سرکشی، توجه بیشازحد بهظاهر و آراستگی، بیاعتباری، سنتشکنی، ارجحیت خواسته خود بر نیازهای خانواده، دروغگویی و پنهانکاری، ازدواج تحمیلی و نارضایتی کامل از زندگی مشترک بهعنوان شرایط علی خودکشی شناسایی شد. نتایج تحقیق نشان داد بارزترین علت اقدام به خودکشی این افراد نوع مواجهه و برخورد آنها و یا خانوادههایشان با موضوع خیانت و یا مسائل حیثیتی بوده است.