شناسایی و تحلیل پیشران‌های مؤثر بر صنعت بیمه

نویسندگان

1 استاد، گروه مدیریت،دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانشجوی دکتری،گروه مالی،دانشکده بازار و کسب وکار، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران

3 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده بازار و کسب وکار، واحد قم, دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران

4 استادیار، گروه حسابداری،دانشکده بازار و کسب وکار، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران

doi
10.22056/ijir.2025.03.02
چکیده

پیشینه و اهداف:صنعت بیمه به‌عنوان یکی از ارکان اصلی نظام مالی هر کشور، نقشی حیاتی در تضمین پایداری اقتصادی، کاهش ریسک‌های پیش‌بینی‌ناپذیر و حمایت از سرمایه‌گذاری‌های فردی و جمعی ایفا می‌کند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی، تحلیل و اولویت‌بندی پیشران‌های کلیدی مؤثر بر آیندة صنعت بیمه ایران با تمرکز بر فرصت‌ها و چالش‌های بالقوه بوده است تا از این طریق، تصویری مبتنی بر شواهد از روندهای شکل‌دهندة آینده این صنعت ترسیم شود.روش‌شناسی: رویکرد پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش‌شناسی، کمّی و آینده‌نگرانه است. برای دستیابی به اهداف تحقیق، از ترکیبی از دو روش کمّی شامل دلفی فازی و روش تصمیم‌گیری چندمعیارة مارکوس استفاده شده است. این پژوهش در سه مرحلة متوالی طراحی و اجرا شد.یافته‌ها: در مرحلة نخست، با استفاده از مرور مطالعات پیشین، تحلیل گزارش‌های صنعت بیمه و انجام مصاحبه‌های ساختارمند با خبرگان، فهرستی اولیه از پیشران‌های مؤثر بر آیندة صنعت بیمه تهیه شد. در این مرحله، ۳۳ پیشران شناسایی شد که در قالب هفت دستة اصلی شامل پیشران‌های اقتصادی، اجتماعی– فرهنگی، فناورانه، زیست‌محیطی، قانونی، حکمرانی و ساختاری طبقه‌بندی شدند. در مرحلة دوم، برای غربال‌گری این پیشران‌ها و شناسایی موارد کلیدی، از روش دلفی فازی استفاده شد. به این منظور، پرسش‌نامه‌ای با بهره‌گیری از منطق فازی طراحی و در اختیار گروهی از خبرگان قرار گرفت. پس از تحلیل داده‌های فازی حاصل از نظرات خبرگان، از میان ۳۳ پیشران اولیه، ۸ پیشران به‌عنوان کلیدی‌ترین عوامل مؤثر بر آیندة صنعت بیمه شناسایی شدند که هم از نظر میزان تأثیرگذاری در سطح بالایی قرار داشتند و هم با عدم ‌قطعیت قابل ‌توجهی همراه بودند. در مرحلة نهایی، این ۸ پیشران با استفاده از روش مارکوس به‌طور دقیق‌تری ارزیابی شدند تا براساس معیارهای چندگانه، رتبه‌بندی و اولویت‌بندی شوند. نتایج تحلیل‌ها نشان داد که چهار پیشران از بالاترین اولویت برخوردارند: نخست، الگوهای همکاری میان شرکت‌های بیمه و اینشورتک‌ها که می‌توانند به‌واسطة هم‌افزایی قابلیت‌های فناورانه و منابع سنتی، نوآوری و بهره‌وری را در صنعت بیمه افزایش دهند؛ دوم، سطح بهره‌برداری از کلان‌داده و تحلیل‌های داده‌محور در تصمیم‌سازی‌ها و طراحی محصولات بیمه‌ای؛ سوم، نفوذ فناوری‌های نوظهور نسل چهارم مانند اینترنت اشیاء در زندگی روزمره و فرایندهای کسب‌وکار که به تحول در ارزیابی ریسک، قیمت‌گذاری و خدمات پس از فروش منجر می‌شود؛ و چهارم، سیاست‌ها و چهارچوب‌های رگولاتوری در حوزة فناوری که نقش تعیین‌کننده‌ای در تسهیل یا مانع‌سازی روندهای نوآوری دارند.نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های پژوهش، پیشنهادهای کاربردی متعددی برای بهره‌برداری از فرصت‌های پیش ‌رو و مقابله با چالش‌های احتمالی ارائه شد. از جملة این پیشنهادها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: توسعة بسترهای همکاری مشترک بین شرکت‌های بیمة سنتی و اینشورتک‌ها به‌منظور ارتقای نوآوری و چابکی، سرمایه‌گذاری مؤثر در زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و تحلیل پیشرفته داده‌ها، تدوین و اجرای سیاست‌های آموزشی برای ارتقای سواد دیجیتال بیمه‌گذاران و کارکنان، و بازنگری در قوانین و مقررات به‌گونه‌ای که ضمن حمایت از نوآوری‌های فناورانه، حقوق و منافع بیمه‌گذاران نیز حفظ شود.