رابطه بین الگوهای ارتباطی با اعتماد زناشویی: کاربران فضای مجازی شهر لنگرود
نویسندگان
1 ایران- تهران-دانشگاه علامه طباطبائی- دانشکده علوم اجتماعی
2 استادیار مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی. (نویسنده مسئول).
doi
10.22054/rjsw.2016.9375چکیده
چکیده هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین الگوهای ارتباطی با میزان اعتماد زناشویی در بین کاربران متأهل فضای مجازی در شهر لنگرود است. تا در ایجاد سیاستهای اجتماعی و رفاهی حوزه خانواده و گسترش برنامههایی با محوریت نقش مددکاران اجتماعی در آموزش خانوادهها در قبل و بعد از ازدواج، مورد بهرهبرداری قرار گیرد. چارچوب نظری این پژوهش را نظریات سیستمی، ارتباطی، اعتماد بالبی و اعتماد گیدنز تشکیل دادهاند.روش پژوهش پیمایشی بوده و دادهها از طریق شیوه نمونهگیری احتمالی از نوع خوشهای چندمرحلهای و با استفاده از پرسشنامههای اعتماد رمپل و هولمز (TS)، الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (CPQ) و پرسشنامه دموگرافیک جمعآوری شدند. حجم نمونه شامل 382 نفر از کاربران متأهل تلفن همراه و فضای مجازی شهر لنگرود است. برای تجزیهوتحلیل دادههای استنباطی از آزمونهای همبستگی خی دو، v کرامرز و گاما در نرمافزار spss نسخه 23 بهره گرفته شد.یافتهها نشان داد رابطه معناداری بین زیرمقیاسهای الگوهای ارتباطی و زیرمقیاسهای اعتماد زناشویی و همچنین کل میزان اعتماد زناشویی وجود دارد. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد استفاده از فضای مجازی بهصورت غیرمستقیم و از طریق الگوهای ارتباطی که زوجین در زندگی مشترک خود انتخاب میکنند با اعتماد زناشویی در ارتباط است و درواقع کاهش یا افزایش اعتماد در بین کاربران متأهل فضای مجازی، از تبعات نوع الگوهای ارتباطی انتخابی زن و شوهر است. نتایج این مطالعه در راستای کاهش آسیبهای اجتماعی فضای مجازی، بر سیاستهای پیشگیرانه مبتنی بر ارتقاء الگوهای مثبت ارتباطی زنوشوهری از طریق آموزش تأکید دارد.