هویتشناسی مولوی و ارشادی از طریق نمونهکاوی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه علوم اسلامی رضوی
doi
10.22067/jfiqh.2021.62651.0چکیده
تفکیک اوامر مولوی از ارشادی ضرورتی انکارناپذیر و تأثیرگذار در استنباط فقهی است. در این جستار، از طریق نمونهکاوی در مثالهای مشهور امر ارشادی و نیز مقایسهٔ سه گونه از اوامر شرعی، یعنی ارشادی و مولوی استحبابی و مولوی طریقی، به مؤلفههای اصلی در شکلگیری اوامر ارشادی و مولوی میرسیم. نتایج تحقیق نشان میدهد که عنصر محوری در اوامر مولوی، استفاده از جایگاه مولویت و شخصیتِ حقوقی مولا در تحریک عبد به سوی انجام فعل است؛ اما اوامر ارشادی در جایی معنادار است که یا اساساً مولویتی وجود ندارد یا مولا به دلایلی از مولویتش برای برانگیختن عبد استفاده نمیکند، بلکه برای این منظور از روشهای دیگری همچون بیانِ مصالح و مفاسد بهره میبرد. در هر صورت مولا در هر نوع از اوامر، واقعاً طالبِ انجام یا ترک فعل توسط عبد است و فقط شیوه و ابزار تحریک متفاوت است. نتایج تحقیق نشان میدهد که مصلحتِ مستقل داشتن، ترتّب ثواب، فقدان عقاب، مرتبطبودن به امور دنیوی یا اخروی، وجودِ طلب حقیقی یا صوری، وجود یا عدم حکمِ مستقلِ عقلی، تأسیسی یا تأکیدیبودن و... هیچیک ملاکی جامع و مانع در تمایز ارشادیات از اوامر مولوی نیست.