ادبیات اقلیت ها و تردید در مسیحیت به عنوان فراروایت رستگاری
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22059/jor.2018.261832.1724چکیده
این مقاله به بررسی نوع مواجهه نویسندگان اقلیت پسااستعماری با مسیحیت میپردازد. مسیحیت در طول تاریخ با فراروایت رستگاری و تولید روایتهای استعماری عملاً در نقش نهادی ایدئولوژیک به دنبال بازتولید و تقویت گفتمان غالب استعماری به منظور نهادینهسازی فرمانبرداری و ایجاد سوژههای رام و منقاد در مستعمره بود. با ظهور دوران پسااستعمار و متعاقباً پیدایش گفتمان اقلیتها، فراروایت مسیحیت به تدریج «اعتبار» خود را از دسترفته دید و «تردید»ها نسبت به ژست خیرخواهانه آن افزایش یافت. نویسندگان ادبیات / گفتمان اقلیت تعاریف جدیدی از مسیحیت به دست دادند. آنها خواستار جدایی مسیحیت استعماری از لوگوس بودند و نتیجتاً آنرا از فراروایت رستگاری تا مرز فراروایتی سیاسی از طریق ایجاد مدلولهای واسازانه برای مسیحیت تنزل دادند. مقاله پیش ِرو خوانشی لیوتاری-دریدایی از گفتمان مربوط به مسیحیت اقلیتها به دست میدهد و واکنشهای مختلف مقاومت آنها را بررسی میکند و گفتمانهای بدیل و رقیب را که در اَشکال پناه به دیگر فراروایتها، بازگشت به دامان مسیحیت و احیای آیینها و مذاهب بومی تبلور مییابد مورد ارزیابی قرار می-دهد.