اثر خستگی و دوره بالینی بر افسردگی، اضطراب، استرس، کیفیت زندگی و وضعیت اشتغال بیماران مولتیپل اسکلروزیس
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، دانشگاه گیلان
2 گروه روانشناسی، دانشگاه اصفهان
3 گروه روانشناسی، دانشگاه گیلان
doi
چکیده
مقدمه وهدف: در مولتیپل اسکلروزیس(MS)خستگی علامت شایعی است و بیشتر بیماران آن در دو تیپ عود-بهبود(RRMS)و پیشرونده ثانویه(SPMS)جای دارند. خستگی با توجه بهایجاد احساس ضعف و فقدان انرژی و دوره بالینی نیز بهدلیل استقرار یک پیش آگهی متغیر، قادرند برعلائم روانی، توانایی کارکردی و وضعیت اشتغال مبتلایان تاثیر بگذارند. بنابراین هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثر خستگی و دوره بالینی در علائم روانی، کیفیت زندگی و وضعیت اشتغال میباشد. مواد و روش کار: در این پژوهش گذشته نگرمقطعی، 152 بیمار به شیوه پیاپی نمونهگیری شدند. کلیه بیماران با استفاده از مقیاس شدت خستگی (FSS)، مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس(DASS-21)و پرسشنامه فرمکوتاه زمینهیابی سلامت(36-SF)مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA)و آزمون دقیق فیشر تجزیه وتحلیل شدند. یافتهها: میانگین نمرات علائم روانی و ابعاد فیزیکی و روانشناختی در بیماران خسته و SPMS وخیمتر از گروههای غیرخسته وRRMS بود. همچنین بیکاری با فراوانی بیشتری در بیماران خسته گزارش گردید. در اینباره بین RRMS و SPMS یافته معناداری مشاهده نشد. علاوه برآن تفاوت دو گروه از بیماران خسته و غیرخسته و RRMS و SPMS درمتغیرهای افسردگی، اضطراب، استرس، ابعاد فیزیکی و روان شناختی معنادار بهدست آمد(05/0P < /span>