رویکردی انتقادی به فقه افتراضی؛ مبانی و آسیبها با تمرکز بر جایگاه موضوعشناسی در این رویکرد فقهی
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزشی فقه ومبانی حقوق اسلامی، واحد تربت حیدریّه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریّه،ایران.
2 استادیارگروه آموزشی فقه ومبانی حقوق اسلامی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد،ایران.
3 دانش آموخته دکتری گروه آموزشی فقه ومبانی حقوق اسلامی، واحد تربت حیدریّه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریّه،ایران.
doi
10.22067/jfu.v53i4.87634چکیده
فقه افتراضی که با اندکی تسامح میتوان آن را فقه در خلأ نیز نام نهاد، محصول مبانی، روشها، علل و عواملی است که باتوجهبه حضور پررنگ و پرحجم آن در پیشینه و حال نهادِ فقاهت، نیازمند نگاهی انتقادی است تا بتوان دقیقتر و عینیتر با آن روبهرو شد.توجه به فقه افتراضی بهمثابه رویکردی فقهی که ازجمله معلول فاصلهگرفتن فقه و فقیهان از واقعیتهای اجتماعی و چالشهای عینیِ مکلفان از یک سو و مطرود گشتن فقیهان از حکومت و حاشیهنشینیِ ایشان از سوی دیگر است، پیامدهایی بهدنبال داشته که در این مقاله ضمن اشاره به پارهای از مبانی و آسیبهای آن تلاش شده است بهصورت موردی به پیامد کمتوجهی به موضوعشناسی پرداخته شود، مسئلهای که در این چند دهه بیشازپیش مدّنظر اصحاب اندیشه و دغدغهمندانِ کارآمدترکردن فقه بوده است.در این جستار به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد انتقادی مسئلۀ مورد اشاره مورد تحقیق واقع شده و این گمانه تقویت شده که کمتوجهی به موضوعشناسیِ فقهی و تقلیل جایگاه آن در عملیات استنباط، عمدتاً معلول حاکمیتِ رویکرد افتراضی به فقه است.