تطبیق نظریه شناختی مقولهبندی بر بافتزبانی صحیفه سجادیه (مطالعه موردی: واحد زبانی "بصر")
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22034/uh.2025.51845.3581چکیده
زبانشناسی شناختگرا از روشهای معنیشناسی جدید بوده که به مطالعه علمی زبان میپردازد. در این رویکرد، بافتزبانی بهعنوان ابزار شناختی زمینه را برای تسری معانی یک واژه به حوزههای مختلف فراهم میکند. «مقولهبندی» که از آن به «طبقهبندی» نیز یاد میشود در ضمن زبانشناسی شناختگرا تعریف میشود. اصل مقولهبندی ذاتی معنایی داشته که توسیع معنایی واژگان را در یک مقوله معنایی ترسیم میکند که اصطلاح علمی «شبکه شعاعی» بر آن اطلاق میشود. در این مقوله، معنای کانونی بهعنوان عضو برجسته وپیشنمونه محوریت سایر معانی (معانی حاشیهای) در دو خوشه توافقی وتقابلی وتوسیع شمولی ومجازی قرار میگیرد. در پرتو چنین رویکردی، میراث دینی بهدلیل ماهیت پویا نمونه مناسبی بوده تا ذیل الگوهای زبانشناسی شناختگرا ارزیابی شوند. بر این اساس، در تحقیق کنونی فعل حسی – انتزاعی "بصر" از متن صحیفه سجادیه انتخاب شده تا در چارچوب معنیشناسی واژگانی و با رویکرد معنیشناسی همزمانی و روش توصیفی – تحلیلی، اصل مقولهبندی پیشنمونه بنیاد بر آن تطبیق داده شود. این پژوهش، با این فرض که معنای پیشنمونه از مقوله انتزاعی بودن فعل "بصر" انتخاب میشود به این نتایج رسیدهاست که در منظومه فکری حاکم بر ادعیه صحیفه سجادیه واحد زبانی "بصر" دارای یک معنای سرنمون (ایجاد آگاهی در مردم) وچند معنای حاشیهای است.