جابه‌جایی شهر زنان در اسکندرنامه داستانی به منظور ایرانی دانستن اسکندر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته تاریخ ایران اسلامی دانشگاه شیراز

2 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه شیراز

doi
10.22059/jis.2013.36346
چکیده

از زمانی که اسکندر در تاریخ ایران ظاهر شده درمتون تاریخی نظرات متعددی درباره‌ی ایرانی یا یونانی بودن او نیز آمده است. پیامد این نظرات به سخنانی راجع به شخصیت اسکندر به عنوان فرمانروا، حاکم، کاشف، ماجراجو و نظایر آنها نیز کشیده شد؛ حتی در دوره‌ی معاصر از بود یا نبود او و یا کم و کیف قلمروی وی نیز اظهار نظرهایی ارائه شده است. برای یک بررسی صرف تاریخی در این باره بایدبر اساس اسناد و مدارک سخن گفت اما از آنجا که بخش عمده­ای از منابع مکتوب درباره‌ی اسکندر را متون داستانی کهن ایرانی تشکیل می‌دهد، لازم است جهت غنا بخشیدن به اخبار راجع به اسکندر و فراهم ساختن امکان سنجش آن، از روایاتی مختلف، به چنین متونی توجه کرد. از جمله این متون اسکندرنامه‌ی داستانی نوشته شده میان قرون ششم تا هشتم هجری قمری است که سعی دارد با ایجاد یک جابه‌جایی در روایتی قدیمی از شهر پریان (زنان)، اسکندر را با شهر پریان پیوند دهد و از این طریق او را شخصی ایرانی قلمداد نماید.