تمرکز قدرت و مقاومت محلی در عصر قاجاریه: مطالعه موردی شورش میرهاشم اوزی

نویسندگان

1 گروه تاریخ، دانشکده ادبیات، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 گروه تاریخ، دانشکده ادبیات، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.30473/lhst.2026.75928.3019
چکیده

رابطه‌ی میان دولت مرکزی و قدرت‌های محلی در ایرانِ عصر قاجاریه همواره با تنش‌ها و مقاومت‌هایی از سوی نخبگان و نیروهای محلی همراه بوده است. ایالت فارس و به‌ویژه نواحی جنوبی آن، از جمله لارستان، به دلیل موقعیت راهبردی و پیچیدگی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی، یکی از عرصه‌های شاخص این برخوردها به شمار می‌رود. پرسش اصلی این پژوهش آن است که شورش میرهاشم اوزی در اوایل سلطنت ناصرالدین‌شاه چه بازتابی از مناسبات دولت مرکزی و نیروهای محلی در جنوب فارس دارد و سازوکارهای مقاومت محلی در برابر سیاست‌های تمرکزگرایانه‌ی دولت چگونه شکل گرفت؟ پژوهش حاضر با تمرکز بر شورش میرهاشم اوزی می‌کوشد سازوکارهای مقاومت محلی و واکنش دولت مرکزی را تحلیل کند. این مطالعه، بر پایه‌ی اسناد نویافته‌ی آرشیوی، گزارش‌های روزنامه‌ی وقایع اتفاقیه و منابع دست‌اول تاریخی و با روش تاریخی و  رویکرد توصیفی–تحلیلی، علل، روند و پیامدهای شورش را بازسازی می‌کند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که شورش میرهاشم اوزی، علاوه بر ایجاد چالش‌های امنیتی و اداری در منطقه، الگویی مشخص از تعامل دولت مرکزی با نیروهای محلی ارائه می‌دهد که شامل ترکیبی از سرکوب، مصالحه و اعطای امتیازات سیاسی–اقتصادی بود. بررسی این رخداد چشم‌انداز روشنی از فرآیند تمرکز قدرت و مدیریت مقاومت محلی در جنوب ایران در نیمه‌ی نخست سلطنت ناصرالدین‌شاه فراهم می‌آورد و اهمیت فهم تعاملات محلی–مرکزی را برای تحلیل‌های تاریخی معاصر برجسته می‌سازد. افزون بر این، مطالعه‌ی حاضر نمونه‌ای از ارزش اسناد دست‌اول را در بازسازی دقیق تاریخ محلی و ملی ارائه می‌کند.