ریشهیابیِ نام دریاچۀ «باباقمبر» در ایالت خراسان بر مبنای نقشۀ آدام اولئاریوس از ایران عصر صفوی: یک خوانش تطبیقی و تحلیلی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.30473/lhst.2025.73571.2973چکیده
همزمان با فرمانروایی صفویان بر ایران، فصل جدیدی در مناسبات ایران و اروپا در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پیریزی شد. گردآوری اطلاعات جغرافیایی از ایران توسط اروپائیان، یکی از مهمترین نتایج گسترش فزایندۀ مناسبات ایران و اروپا در این دورۀ تاریخی بود که علاوه بر نوشتارها، در بستر ترسیم نقشههای جغرافیایی نیز، بروز و ظهور پیدا کرد. سفرنامۀ اولئاریوس از ایران و درج یک نقشۀ جغرافیایی از ایران در ضمیمۀ این سفرنامه، یکی از مصداقهای بارزِ تکاپوهای اروپائیان برای کسب آگاهیهای جغرافیایی از ایران عصر صفوی به شمار میرود. در این نقشۀ جغرافیایی، ضمن اشاره به مجموعهای از پدیدههای انسانی و طبیعی، در شمال ایالت خراسان، یک پدیدۀ طبیعی با نام «دریاچۀ باباقمبر»، مکانیابی شد. در همین راستا، سؤال مشخص مقاله اینست که ریشۀ تاریخی نام باباقمبر در نقشۀ اولئاریوس که بر دریاچهای در خراسان اطلاق شده چیست و چرا اولئاریوس از این نام برای نامگذاریِ این دریاچه، استفاده کرد؟ این پژوهش کوشید تا با شیوۀ کتابخانهای و تحلیل و تطبیق دادههای تاریخی و جغرافیایی بازتابیافته در تواریخ محلی، نُسَخِ خطّیِ کمتر شناخته شده، نقشههایِ تاریخی و نوشتههای جغرافیایی، ادبی و تاریخنگاری و همچنین فرهنگنامههای جغرافیاییِ اروپایی، بدین سؤال پاسخ دهد. یافتهها نشان میدهد که منظور اولئاریوس از دریاچۀ باباقنبر، به نظر همان دریاچۀ ساریقمیش است که در حدفاصل بین دریاچۀ خوارزم و دریای مازندران قرار داشت. نام برگزیدۀ اولئاریوس برای دریاچۀ باباقنبر، منتسب به نام یکی از غلامان و پیشخدمتهای امام علی(ع) به نام «قنبر» بود که طبق روایتهای تاریخی، برای مدتی او و فرزندانش در خراسان حضور داشتند. جایگاه دینی و اجتماعی قنبر در جامعۀ خراسان، باعث شد تا او و فرزندانش وجهۀ اجتماعی قابلتوجهی به ویژه در تصوف پیدا کنند. همین اعتبار دینی و اجتماعی، زمینهای برای آدام اولئاریوس فراهم کرد تا در مکانیابی دریاچۀ ساریقمیش، از نام باباقنبر استفاده نماید.