تصوّف خانقاهی در یزد به روزگار ایلخانان و آل مظفر

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه یزد

doi
10.22059/jis.2012.35223
چکیده

هجوم مغول به ایران که با گسترش ناامنی، تخریب بسیاری از زیر ساخت‌های تمدنی و خلأ مذهبی فکری ناشی از سقوط خلافت همراه بود، نه تنها تصوّف را به مرجع عوام در گریز از فشارهای حاکم ارتقا بخشید که مناطق دور از دسترس را ملجأ نخبگان فرهنگی نمود. مبتنی بر چنین رویکردی، یزد به واسطة درایت اتابکان در حفظ آرامش و امنیت نسبی و نیز مرکزیت آل مظفر، به یکی از کانون‌های جذب متصوّفه نام­بردار گردید. چنانکه برگرفته از ویژگی‌های مشایخ در: ساده زیستی، هدایت عمومی به تسلیم و توکل، همگونی با شریعت و عدم مزاحمت برای دولت‌مردان، تصوّف از دو منظر قبله­گاه حاکم و محکوم شد. مشروعیت­بخشی به ساختار قدرت و تسکین آلام اجتماعی. بدین ترتیب در حالی که ارادت حکام و بزرگان محلی به تصوّف، در ساخت و توسعة مالی خانقاه نمود یافت، کرامت مشایخ نیز معرف وجاهت و حد فاصل آنها با عوام گردید. از این‌رو مقاله حاضر می‌کوشد تا در بستری از: روح حاکم بر زمانه، وجاهت اجتماعی مشایخ و حمایت بزرگان محلی و سلاطین مظفری در احداث خانقاه، به بازشناسی جایگاه تصوّف در یزد طی قرن هشتم ق بپردازد.