دینور از شکل یابی تا اضمحلال: تأملی دیگر در عوامل موثر بر اضمحلال شهرها

نویسندگان

1 دانش¬آموختۀ کارشناسی ارشد باستان‌شناسی، دانشگاه تهران

2 استادیار گروه باستان‌شناسی دانشگاه تهران

3 دانش¬آموختۀ کارشناسی ارشد باستان‌شناسی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jis.2012.35225
چکیده

مورّخین و جغرافی­نویسان را به خود معطوف کرده باشد. بقایای این شهر در دشتی وسیع و حاصلخیز در شمال غربی شهرستان صحنۀ کرمانشاه واقع شده و به جهت قرارگیری در مسیر ارتباطی ایران به بین‌النهرین، از موقعیت ممتازی برخوردار بوده است. قدیمی‌ترین آثاری که در بررسی‌های نگارندگان از بقایای شهر دینور به دست آمده، مربوط به دورۀ سلوکیان (64–312 ق. م) است. داده­های باستان­شناختی، ضمن تائید اطلاعات تاریخی، از تداوم حیات این شهر در دورۀ ساسانیان (65۱ – 224 م) و قرون اولیۀ اسلامی تا پایان عصر تیموریان (۷۷۱ – ۹۱۱ ه. ق) حکایت دارند. موقعیت ممتاز جغرافیایی و قابلیت‌های محیطی دشت دینور سبب شده تا این شهر، تخریب‌های مکرر ناشی از جنگ و بلایای طبیعی را پشت سر نهاده و در شکل­گیری سلسله­های مقتدر محلی (مانند خاندان حسنویه) نیز به نحو مؤثری ایفای نقش نماید. در پژوهش حاضر تلاش بر آن است، تا مشخص گردد چگونه شهری با چنان بستر جغرافیایی و تاریخی معتبر، به ناگاه متروک شده است. در راستای حصول به هدف تحقیق، بررسی‌های روشمند در عرصۀ محوطۀ باستانی دینور به انجام رسید. تحلیل داده­های حاصل از بررسی‌های میدانی، روشن ساخت که این شهر در پی انتخاب کرمانشاه به عنوان مرکز سیاسی غرب کشور، در اوایل حکمرانی صفویان کاملاً متروک گردید. بدین ترتیب می‌توان پذیرفت، که جابه­جایی مراکز حاکمیتی نیز می‌تواند دلیلی بر تداوم حیات شهرها باشد و استمرار وجود آنها، به مقتضیات سیاسی بستگی تام دارد.