نگرشی کل‌نگر و روشمند به جایگاه عهدین در فهم روایات با تأکید بر روایات تفسیری

نویسندگان
doi
10.22108/coth.2025.141363.1899
چکیده

این ­پژوهش با بهره­گیری از روش توصیفی-تحلیلی و از گذرگاه تطبیق و با نگاهی کل­نگر، جایگاه عهدین را در فهم روایات واکاوی کرده و بدین رهیافت رسیده است که این کتاب‌ها‌ سراسر آمیخته با تحریف نیستند و با دو مبنایِ «اشتراکات بین‌الادیانی» و «اعتبار پاره­ای از گزاره­ها»، می­توانند در فهم روایاتِ متحدالموضوع مورد استناد قرار گیرند. گزاره­های عهدینی که نسبت به گزاره­های اسلامی در سه دستۀ «گزاره­های موافق»، «گزاره­های مخالف» و «گزاره­های خاموش» جای می­گیرند، از بُعد کیفی، نباید عملکردی مستقل و منفک از سایر معیارها در فهم روایات داشته باشند و از بُعد کمّی نیز باید دارای شمولیتی کامل و موضوع­محور باشند؛ به ­گونه­ای که هیچ­ داده­ای فروگذار نشود. شایان بیان است که هر سه گزارۀ­ «موافق»، «خاموش» و «مخالف» - به ‌ترتیب اولویت - می­توانند به عنوان یک قرینه در فهم مبهماتِ روایات، بسط مجملات، فهم تعقیدات و ... رهگشا باشند، به شرطی که در چارچوبِ کمّی و کیفی خود به ­کار گرفته شوند.