ساحت حال مراقبه در اندیشۀ مولانا و عزالدین کاشانی (با تأکید بر مثنوی معنوی و مصباحالهدایه)
نویسندگان
doi
10.22108/coth.2025.142881.1931چکیده
مراقبه» از احوال عرفانی و به معنای یقین بنده به نظارت خداوند بر احوال درونی سالک و مراقبت وی بر اعمال و رفتار و خواطر مذموم است. پژوهش حاضر با روش توصیفی از نوع مقایسهای و تطبیقی با رویکرد تحلیلگری به این پرسش پاسخ داده است که نوع تلقی مولانا و عزالدین کاشانی و وجوه اشتراک و افتراق آن دو دربارۀ حال «مراقبه» چه بوده است. نتایج نشان میدهد مراقبه با ریاضت و خلوت پیوندی استوار دارد. کاشانی مراقبه را مرتبة اعلای خلوت میداند؛ اما مولوی در تبیین مراقبه، مرزهای معنای متفاوتی قائل نیست. هر دو به تهذیب نفس، قرب الهی و عبور از دنیای محسوسات به سوی حقیقت قدسی اعتقاد دارند، با این تفاوت که کاشانی بیشتر بر شریعت و مراتب سلوکی تأکید دارد، در حالی که مولانا با رویکرد شهودی و تمثیلی به مراقبه مینگرد. این تفاوتها در موضوعاتی همچون تقلیل طعام، خواب، کلام، و ذکر مشهود است. در مجموع، هر دو به مراقبه به مثابۀ راهی برای رسیدن به حقیقت، آگاهی و مشاهدآ اشراقات الهی نگاه میکنند، هرچند نگاه مولانا بیشتر به جنبههای کیفی و شهودی است و دیدگاه کاشانی بر جنبههای تربیتی و شریعتی متمرکز است.