مؤلفه‌های اساسی مسئلۀ وحدت وجود در هستی‌شناسی و وحدت شهود در معرفت‌شناسی از منظر خواجه عبدالله انصاری و غیاث‌الدین منصور دشتکی

نویسندگان
doi
10.22108/coth.2023.133837.1714
چکیده

هدف از مقاله حاضر، جستجو دربارۀ مسئلۀ وحدت در وجود و شهود در روش سلوکی خواجه عبدالله انصاری و در آثار فلسفی - عرفانی غیاث‌الدین دشتکی و مقایسه این دو دیدگاه است. این موضوع به‌صراحت در آثار خواجه در دسترس نیست و از فحوای کلام او در بیان بعضی مقامات عرفانی به دست می‌آید؛ ولی در کلام دشتکی با تأویل‌های عرفانی مطرح شده است. خواجه عبدالله وحدت وجود را در مقام احدیت و وحدت شهود را در مقام شریعت، طریقت و حقیقت، مقامات فنا، فقر، تجرید، توحید و تشبیه در عین تنزیه، در قالب مثال طرح و توصیف کرده است؛ اما دشتکی نگاهی فرانگر به این موضوعات داشته و به‌صراحت آنها را تبیین کرده است. او وحدت وجود را به وحدت شهود تأویل کرده و وحدت شهود را در مقام و حدت با حق دانسته است؛ به نحوی که وجودات کثیر را نیز به رسمیت می‌شناسد و آنها را ظل وجود حقیقی می‌داند؛ البته دشتکی بین وحدت وجود و وحدت شهود نتوانست به‌خوبی تمایز قائل شود. این دو نگاه ازنظر چشم‌انداز متفاوت‌اند؛ اما از حیث مفاهیم بنیادی تفاوت چندانی ندارند. تحقیق حاضر، کیفی و با هدف بنیادی و از حیث روش، توصیفی‌تحلیلی است.