بررسی تأثیرپذیری ابن‌رشد از غزالی در مسئلۀ تأویل نصوص دینی

نویسندگان
doi
10.22108/coth.2022.131221.1658
چکیده

متفکران اسلامی در باب فهم آیات متشابه و مسئلۀ ظاهر و باطن داشتن آیات به یکسان نمی‌اندیشند و گاهی اختلافات مبنایی میانشان وجود دارد. غزالی و ابن‌رشد از موافقان بهره‌گیری از روش تأویل در فهم آیات متشابه بودند و راه گریز از چالش و تعارض ظاهر و باطن را استفاده از رهیافت تأویل می‌دانستند. ابن‌رشد در مخالفت با غزالی شهره بود و کتاب تهافت التهافت را در نقد تهافت الفلاسفه غزالی نگاشت. با وجود نقدهایی که به او در این کتاب و دیگر آثارش صورت می‌دهد، در پاره‌ای از موارد و به‌ویژه در مسئلۀ تأویل از غزالی تأثیر می‌پذیرد. غزالی دو گونه مواجهه در دو دوره فکری با مسئله تأویل دارد. این مواجهه در هر دو دوره کاملاً روشمند است و همین امر سبب الگوبرداری از روش ارائه‌شدۀ او در مسئله تأویل شد. از این الگو در فهم متن ابن‌رشد بهره فراوانی برده است. براساس یافته‌های تحقیق، ابن‌رشد هم در ماهیت‌شناسی تأویل و هم در تعلیل و ضرورت اقبال به آن و هم در ابزار روی‌آوری به تأویل از غزالی متأثر بود؛ اگرچه اختلاف‌‌نظرهایی نیز در هریک از موارد با او دارد. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی‌تحلیلی وجوه تأثیرپذیری ابن‌رشد از غزالی در مسئله تأویل نشان داده شده است.