بررسی مقایسهای کارکردهای اشه و ماعت
نویسندگان
doi
10.22108/coth.2022.131095.1654چکیده
یکی از اشتراکات غالب تمدنهای کهن، اعتقاد به وجود نوعی نظم مقدس کیهانی بوده است. این اعتقاد و باور، مردمان را ناگزیر و ملزم میساخت تا حیات خویش را اعم از مادی و معنوی با اصول و قوانین ثابت ازلی و ابدی نظام مقدس کیهانی همسو سازند. طبیعتاً سرپیچی از این نظام مقدس نیز ناروا و غیرمجاز بود. نمونههایی از واژگان ناظر به مفهوم نظم کیهانی عبارتاند از: در سنت هندی رِته (ṛta) که بعدها به دهرمه (dharma) تبدیل شد، در باورهای زرتشتی اَشه، در مصر باستان ماعت (Maʽat)، در آیین بودایی دهرمه، در مسیحیت لوگوس، در یونان باستان دایکو یا منوس، در خاور دور تائو یا دائو و در اسلام وحدت. این یکپارچگی و نظم، عالم تکوین و تشریع را در بر میگیرد و به حیات انسانی در ابعاد فردی و اجتماعی در تنظیم روابط با خود، با دیگر موجودات و با آفریدگار هویّتی اصیل و ماندگار میبخشد. در این سنتها ضمن تأکید بر اهمیّت نظم و راستی و درستی در انتظام امور هستی و تعاملات بشری، بر رابطۀ تنگاتنگ نظم و راستی با سعادت و نجات تصریح شده است. همچنین، درک وجود نظم کیهانی و اخلاقی در فهم عمیقتر نسبت به حقایق هستی نقشی بیبدیل و ارزنده دارد. از ویژگیهای مشترک اسطورههای ایران باستان و مصر باستان، مفهوم نظم کیهانی است که در تجلیات گوناگون شخصیتهای آنها نمودار شده است. تجلی این مفهوم نهتنها در جلوۀ بصری، از نظر اعمال و جایگاه وجه نمادین آنها نیز تأملپذیر است. هرچند به ظاهر اشخاص و اعمال اساطیری این دو تمدن کاملاً با یکدیگر منطبق نیستند، با دقت در بین ایزدان میتوان میان ایزد اشه در ایران و ماعت در مصر، که هر دو به معانی «راستی، عدالت» و «نظم اخلاقی» اشاره دارند، وجه مشترکی یافت.