بررسی امکان و ضرورت کشف قصد مؤلف با تأکید بر هرمنوتیک هرش

نویسندگان
doi
10.22108/coth.2019.116996.1277
چکیده

تعین معنا در تفسیر، مفهوم مرکزی هرمنوتیک کلاسیک است و این نحلۀ فکری با چنین ایده‌ای، ابزاری مناسب برای فهم قصد مؤلف در متون مقدس فراهم می‌کرد. با ظهور هرمنوتیک فلسفی و طرح مباحثی چون تولید معنا با دیالوگ میان مفسر و متن، هرمنوتیک کلاسیک و مفاهیم مرکزی آن به چالش کشیده شد. نتیجۀ چنین باوری، حذف ایدۀ «کشف قصد مؤلف» از فرایند تفسیر و حتی خلق ایدۀ «مرگ مؤلف» بوده است؛ اما توجه‌نداشتن به قصد مؤلف و درنتیجه، باور به عدم تعین معنا مشکلاتی چون «بی‌معیاری» و درنهایت «نسبیت‌باوری» را در پی داشت و به همین سبب انتقاداتی را به سوی خود روانه ساخت. هرمنوتیک انتقادی اریک هرش با ایده‌محوری «بازآفرینی قصد مؤلف» در چنین فضایی ظهور کرد. در تحقیق حاضر، در گام اول، آرای اریک هرش در نقد هرمنوتیک فلسفی، نقد و بررسی و در گام بعدی به امکان و حتی ضرورت بازآفرینی قصد مؤلف در آرای او پرداخته می‌شود تا از این رهگذر بار دیگر علم هرمنوتیک به‌مثابۀ ابزاری کارآمد برای فهم متون مقدس معرفی شود.