بررسی تطبیقی جایگاه خدا نزد ابنسینا و سوآرز با توجه به موضوع مابعدالطبیعه
نویسندگان
doi
10.22108/coth.2020.124463.1437چکیده
یکی از مسائل مهم پیش روی فلاسفه و الهیاتدانهای قرون وسطایی، اعم از اسلامی و مسیحی، جایگاه خداوند با توجه به موضوع مابعدالطبیعۀ مطرحشدۀ ارسطو است. ارسطو موضوع مابعدالطبیعه را «موجود بما هو موجود» میداند و بیشتر فلاسفۀ یونانیمآب معتقدند موجود بما هو موجود همان خداوند است. این درحالی است که ابنسینا و سوآرز با تفسیرشان از موضوع مابعدالطبیعه، بیان میدارند خداوند نمیتواند موضوع مابعدالطبیعه باشد؛ اما در عین حال از مابعدالطبیعه نیز جدا نمیشود. ابنسینا مانند ارسطو، موضوع مابعدالطبیعه را موجود بما هو موجود میداند؛ اما برخلاف ارسطو و یوناییها موجود را بهنحو عام در نظر میگیرند که شامل همۀ موجودات ازجمله مبادی و علل نخستین میشود؛ بنابراین، بحث دربارۀ خدا بخشی از این علم محسوب میشود. سوآرز نیز موضوع مابعدالطبیعه را موجود بما هو موجود واقعی از حیث اسمی میداند و با بیان این موضوع، اولاً هستیهای خیالی را از دایرۀ بحث مابعدالطبیعه جدا میسازد و دوم، با آوردن قید اسمی، آن را مخصوص هستی بالامکان میکند. با این بیان، موضوع مابعدالطبیعه صرفاً شامل خداوند تنها نمیشود؛ بلکه جوهرهای غیرمادی (مجرد) و اعراض واقعی جواهر مجرد را نیز در بر میگیرد که این نشاندهندۀ هستیشناسی جدید است. در این نوشتار، سعی شده است در ابتدا موضوع مابعدالطبیعه بین این دو فیلسوف بررسی شود، سپس به روش تحلیلیتطبیقی، جایگاه خداوند در مابعدالطبیعه مشخص شود.