«رؤیت در خدا» و «رؤیت با خدا»؛ دو رویکرد در نظام معرفت‌شناختی مالبرانش و ملاصدرا

نویسندگان
doi
10.22108/coth.2020.118693.1327
چکیده

یکی از مسائل مهمی که فیلسوفان در نظام فکری خود آن را پی‌جویی می‌کنند، دستیابی به معرفت حقیقی و تبیین چگونگی امکان حصول آن است. مالبرانش و ملاصدرا از زمره فیلسوفانی‌اند که تلاش می‌کنند دستیابی به معرفت حقیقی و چگونگی امکان آن را در چهارچوب نظام فکری خود به منصۀ ظهور برسانند. مالبرانش با طرح نظریۀ «رؤیت در خدا» بر این باور است که برای ادراک حقایق باید آنها را در خدا مشاهده کرد. در باور او، انسان ابتدا ایده‌های اشیا را ادراک می‌کند و سپس به‌واسطۀ آن و با اتحاد با خدا به ادراک حقایق نائل می‌آید. ملاصدرا نیز معرفت حقیقی را مبتنی بر ارادۀ الهی و شهود نفسانی انسان از رهگذر پیوند با عالم مجرد می‌داند که نگارنده از آن به «رؤیت با خدا» تعبیر می‌کند. ملاصدرا با ارجاع همۀ علوم به علم حضوری و نیز امکان معرفت حقیقی به واسطه شهود نفسانی، معرفت را مبتنی بر افاضۀ الهی می‌داند. از وجوه مشابهت آن دو، دریافته می‌شود نظریۀ معرفت‌شناختی آنها از نتایج دیدگاه هستی‌شناختی ایشان مبتنی بر اکازیونالیسم و وحدت وجود است که در مراحل بعد به نظریۀ بازنمایی ادراک منجر می‌شود. از وجوه مخالفت آن دو نیز دریافته می‌شود مالبرانش نظریۀ خود را امری فلسفی می‌داند و آن را در چهارچوب نظام فلسفی خود تبیین می‌کند؛ اما ملاصدرا دیدگاه خود را امری متعالی و در درجات والای عرفانی قلمداد می‌کند که انسان با پیوند با عالم مجرد به آن نائل می‌آید.