نقدی بر دینیسازی قانون جذب
نویسندگان
doi
10.22108/coth.2019.113002.1196چکیده
مروّجان داخلیِ قانون جذب، آن را تأییدشدۀ متون دینی معرفی کردهاند؛ تا جایی که دعا در معارف دینی را همان قانون جذب دانستهاند؛ به طوری که اصرار و توجه به خواستهها در دعا برای تحقق آنها در عالم خارج است. در این نوشتار بیان میشود تسلطنداشتن علمی بر معارف دینی و سوء برداشت از مفهوم و هدف دعا و اجابت آن و نیز تقطیع و تأویل غیرعلمی آیات، ایشان را به راه ناصواب کشانده است. رهبران قانون جذب، خواست انسان را اصل و اساس در رسیدن به خواستهها میدانند؛ اما برخلاف نظر رهبرانِ قانون جذب، طبق برخی از آیات و روایات، خواست و ارادۀ خدا در هر دو عالم حکمفرما بوده است و آن مقدار از خواستۀ انسان که به آن میرسد نیز به ارادۀ خدا و بهواسطۀ تلاش اوست، نه به دلیل تجسم و تصورش. در دعا نیز برخلاف ادعای قانون جذب، آدمی خدا را عطاکننده میداند، نه اینکه ذهن و باور خود را معطی بداند. همچنین هدف از دعا فقط خواستن حاجت نیست، بلکه هدف اصلی، اظهار فقر و مسکنت و بندگی به درگاه خداست.