دین در هرمنوتیک فلسفی
نویسندگان
doi
10.22108/coth.2019.117670.1297چکیده
هرمنوتیک و اندیشههای دینی رابطۀ تاریخی طولانی دارند. در نوشتار حاضر با روشی توصیفیتحلیلی نشان داده شد چگونه فهم دینی در نزد بانیان هرمنوتیک فلسفی به الگویی برای فهم هرمنوتیکی و فهم هرمنوتیکی به الگویی برای فهم دینی تبدیل میشود؛ همچنین چگونه از فرایند فهم در سنتهای دینی بهویژه عنصر کاربست و عنصر درک ارادۀ الهی بهمنزلۀ الگویی برای تبیین بهتر فهم هرمنوتیکی، استفاده و از عقاید دینی نظیر تجسید، تثلیث، تصاویر دینی و نمایشهای آیینی برای تبیین آموزههای هرمنوتیکی مدد گرفته میشود. این مقاله نشان میدهد چگونه گادامر درک دینداران از مناسک دینی را شاهدی برای تبیین سیالیّت حقیقت و ماهیت هرمنوتیکال فهم میداند و از نبود تقابل میان دین و اسطوره در دورۀ باستان و رابطۀ هرمنوتیکی دین و هنر سخن میگوید. گادامر کتاب مقدس را متن کلاسیک نمیداند و معتقد است فهم آموزههای دینی با توجه به منشأ، اسلوب، اهداف و ویژگیهای متفاوتشان به رویکردهای تفسیری خاصی نیازمندند. او با تأکید بر تفکیک مرز هرمنوتیک عام و هرمنوتیک خاصِ فهم متون مقدس، توصیه میکند کتاب مقدس را ابلاغ الهی رستگاری بدانیم؛ بنابراین، فهم آن صرفاً پژوهش علمی یا عالمانه در زمینۀ معنای متن آن نخواهد بود.