همزیستی و همگونی امامان اسماعیلی در کرمان پس از سقوط الموت و بررسی دلایل آن

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد ایرانشناسی، گرایش تاریخ، دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ، دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 استادیار گروه تاریخ؛ دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.30473/lhst.2024.67495.2823
چکیده

مهمترین ویژگی نهضت اسماعیلی، دیرپایی و طول عمر آن بوده است. نهضتی که از نیمه‎های سده‌ی دوم هجری شروع شد و تا سقوط قلعه‎های اسماعیلی توسط مغولان (سده‌ی هفتم هجری) ادامه یافت. در تمام این مدت، «اسماعیلی بودن» به مفهومِ چالش با جهان اسلام بود و از جانب دولت‎های سنی و نیز سایر گروه‌های شیعه، فرقه‎ای ضاله، ملحد، بی‎دین و نامسلمان خوانده می‌شد. باقی‌مانده‌ی جوامع اسماعیلی از عصر مغول تا صفوی هم، رستاخیز خود را در چالش با دولت‎های بعدی آغاز نمودند. پس از سقوط الموت در کرمان شاهد همزیستی مسالمت‌آمیز میان جامعه‌ی اسماعیلی با دولت‎های پس از صفوی هستیم که به عقیده‌ی برخی، دولت‎های مزبور، خود، علاقه‎ای به درگیری با بازماندگان اسماعیلی نداشتند. از منظر این نوشتار ائمه‌ی اسماعیلی، ابتدا خود مروج همزیستی و مسالمت با جامعه‌ی مسلمان ایرانی در کرمان شدند و آنگاه دولت‎های مزبور، مجبور به مصالحه‌جویی با آنها گردیدند. سئوال اصلی پژوهش این است که این همزیستی به چه شکل صورت گرفت و زمینه‌ها و عوامل آن چه بود؟ نتایج نشان می‎دهد که شرایط جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی کرمان، بستری بوجود آورد که بتدریج رهبران اسماعیلی با درک شرایط مکانی و زمانی، بدون اشاعه‌ی مذهب، بتوانند به عنوان سادات حسینی و  اولاد پیامبر(ص)، مورد پذیرش اهالی کرمان قرار گیرند و حکومت‌های زند و قاجار را موظف به رعایت حال آنان کنند. سادات حسینی و اولاد پیامبر(ص)، واژه‌ی اسماعیلی بودن را در خود هضم کرد و گفتمان مسالمت و همزیستی را جایگزین آن نمود. پژوهش حاضر می کوشد کرمان را بسترساز حیات مجدد اسماعیلیان پس از زوال دوره‌ی الموت برای راه یافتن به جهان امروزی معرفی نماید.