بررسی و مقایسۀ امثال در قرآن کریم و عهد جدید
نویسندگان
doi
10.22108/coth.2018.104207.1060چکیده
مراد از مثل در این پژوهش، خلاصهشدۀ داستان در قالب تشبیه است. درحقیقت مثل، نوعی استدلال در خدمت اثبات موضوعی است که عموماً ذهنی و عقلی است. مثل، ترسیم خیال است که در وهم حالت تجسد پیدا میکند؛ بهگونهایکه شنونده شخصاً در معرکه حضور دارد. حوادث را از نزدیک مشاهده میکند. بدون تردید خداوند از پنهانیهای روان بشری آگاه و مطلع است؛ به همین دلیل مثلهای دینی به مراتب بهتر از دیگر امثال بیانکنندۀ حقایق پنهانی و غیرمادی است. مثلهای دینی با ایجاد مشابهت و همگونی میان معانی معقول و اشیای محسوس به معانی تجسم میبخشند تا از رهگذر آن معانی دینی هرچه بیشتر به فهم و ادراک مخاطبان نزدیکتر شوند.این پژوهش از روش کتابخانهای - اسنادی استفاده شده و با تکیه بر روش کیفی از نوع تحلیل محتوایی - استنباطی در پی آن است تا گامی هر چند اندک برای بسترسازی در زمینۀ گفتگوی ادیان بردارد؛ به همین دلیل در این پژوهش در وهلۀ نخست موضوعات امثال قرآن کریم و عهد جدید بررسی شده است؛ بدین صورت که بیشترین تعداد امثال در قرآن به مسئلۀ توحید و شرک و در عهد جدید به توصیف ملکوت خداوند اختصاص دارد و از لحاظ اقسام مثل، مثلهای قرآنی تنوع بیشتری نسبت به مثلهای عهد جدید دارند و بهترتیب در قرآن، رمزی، قیاسی، فردی، تاریخی و توصیفیاند؛ اما در عهد جدید بهصورت رمزی، توصیفی، قیاسی و تاریخیاند. مراد قسم مثل فردی است، امثال به فردی، رمزی، قیاسی، تاریخی و ...