سنجش مرگاندیشی با معنای زندگی از منظر حکمت متعالیه
نویسندگان
doi
10.22108/coth.2019.112743.1187چکیده
حکمت متعالیه براساس مبانی نظری خود، یعنی اصالت وجود، تشکیک در مراتب هستی و حرکت جوهری موجودات، به عالیترین وجه، انگیزه و هدف خلقت را توجیه کرده که در حدیث قدسی «کنز» آمده است. در مراتب تشکیکی وجود برای نفس ناطقه انسانی نشأتی وجود دارد که با اراده و اختیار این مراتب تکاملی را از مرتبۀ حس به عالم مثال و از عالم مثال به عالم آخرت طی میکند. مرگ، یکی از این مرحلههای وجودی نفس است که از عالم محسوس به عالم مثال سوق پیدا میکند و سپس از عالم میانه (عالم برزخ) به عالم آخرت (عالم کمال) سیر میکند. صدرا در تبیین مرگ، آن را امری وجودی معرفی کرده و ازاینرو به امکان معرفت به آن قائل شده است. اهمیت و ضرورت این پژوهش توجیهی عقلی و آرامبخش بحران هویت و بیمعنایی زندگی در جهان معاصر است که حیات معقول بشر را در معرض نومیدی و پوچگرایی قرار داده است؛ بنابراین در نگرش صدرایی، مرگ بُعد ایجابی برای زندگی این جهانی دارد نه بُعد سلبی.