رهیافتی تاریخی به نقد منابع در مطالعۀ اسفار خمسه

نویسندگان
doi
10.22108/coth.2019.115212.1234
چکیده

مطالعۀ اسفار خمسه همیشه با چالش‌هایی روبه‌رو بوده است که گاه حل‌ناشدنی به نظر می‌رسند؛ المثنی‌ها و مکررات، تناقض‌ها، تفاوت‌های سبکی و زبانی از این دست مشکلات‌اند. عالمان یهودی این ناسازگاری‌ها را به‌صورت سنتی ظاهری دانسته و با اتخاذ رویکردهایی تفسیری، در مصالحۀ این بخش‌های اسفار خمسه با هم سعی داشته‌اند. از رنسانس به بعد، به‌ویژه از عصر روشنگری تاکنون که مطالعۀ علمی و روشمند متون ادبی مطرح شد، نظریه‌ها و فرضیه‌های متفاوت و گاه متعارضی دربارۀ ماهیت اسفار خمسه مطرح شده‌اند. نقد منابع یکی از آنهاست که در این مقاله تلاش شده است با رهیافت تاریخی، پیشینه، شخصیت‌ها و اندیشه‌های اصلی آن بررسی شوند و نقدهای مبنایی به آن به‌اجمال یادآور شوند. اتخاذ این رویکرد در سده‌های هجدهم و نوزدهم باعث شد فرضیه‌هایی دربارۀ ماهیت اسفار خمسه شکل بگیرند؛ ازجمله: فرضیۀ متقدم اسناد، فرضیۀ قطعه‌ها، فرضیۀ تکمیل و فرضیۀ متأخر اسناد. مفروض بنیادین فرضیه‌های مذکور این است که اسفار خمسه دارای وحدت ادبی نیست، بلکه در گذر زمان طول و تفصیل یافته و مشتمل بر لایه‌های ادبی متفاوتی است.