ادراک پیشامفهومی از خداوند: مقایسۀ دیدگاه کارل رانر و ملاصدرا
نویسندگان
doi
10.22108/coth.2019.113600.1205چکیده
موضوع پایان متافیزیک در اندیشۀ برخی متفکران پسامدرن مثل هیدگر این شائبه را ایجاد میکند که فلسفههای سنتی برای بشرِ امروز رهآوردی ندارد؛ ولی رانر با اقتباس تومیسم استعلایی از جوزف مارشال و آمیختن آن با وجودشناسی هیدگر، خوانشی جدید از الهیات تومیستی را ارائه و امکان متافیزیک را نشان میدهد. رانر با ارائۀ تحلیل پدیدارشناسانه از فعالیت انتزاعی ذهن، سه عنصر مقایسه، نفی و استعلا را استخراج و ادعا میکند تمام جهتگیریهای معرفتی بشر مسبوق به درک پیشاتأملی و فرامقولی از خداوند است. به نظر رانر، ماحصل یگانگی «علم به وجود عام» و «علم به خدا» انتوتئولوژی است که طبق آن، انسان در هر شناخت خود از جهان مادی، گویی به سوی خدا در حرکت است. ملاصدرا نیز بر پایة نگرش وجودی و اثبات عالَم به مثابة تجلی از مواجهة پیشامفهومی انسان با خدا سخن میگوید. این مواجهه بسیط، همگانی و خطاناپذیر است. بر حسب این مواجهه، خدا معروف، نزد هر جاهلی است و نفوس، مجبول بر معرفت حقاند. در فقرة انتزاع مفهوم وجود از خدا نیز به سه گام معرفتی در فلسفۀ صدرا اشاره میشود: امتناع دریافت حصولی خدا، دریافت شهودی از خدا و دلالت برهان به اطلاق مفهوم وجود بر خدا؛ بنابراین، هر گونه معرفت حصولی به خدا ریشه در مواجهه پیشامفهومی با خدا دارد.