جایگاه انسان در نظام آفرینش از دیدگاه فیلون اسکندرانی و ملاصدرا
نویسندگان
doi
10.22108/coth.2017.79944چکیده
فیلون اسکندرانی، فیلسوف، متکلم و عارف بزرگ یهودی در قرن اول میلادی است. او اولین کسی است که در نظام فکریفلسفیاش در پی تلفیق و وفقدادن فلسفه با دین برآمد و در سایۀ این رویکرد جدید، مسائل بدیعی را مطرح کرد و اندیشمندان بعد از او تا قرنها از آرای او متأثر بودند. در این مقاله دیدگاه ملاصدرا با دیدگاه فیلون دربارۀ جایگاه انسان در نظام آفرینش و به عبارت دیگر، نسبت میان خدا و انسان، مقایسه و ردپای اندیشههای فیلون در آرای ملاصدرا جسته شده است. با وجود تعلق آنان به دو سنت دینی متفاوت و فاصلۀ تاریخی بسیار بین آنها در آرا و عناصر تشکیلدهندة نظام فکری و فلسفیشان اشتراکاتی ملاحظه میشود؛ زیرا اندیشههای فلسفی هر دوی آنان تلفیقی از عقل، وحی و عرفان است. آنان با اندکی تفاوت معتقدند انسان بهصورت خدا آفریده شده است، مهمترین جزء وجودیش همانا عقل است و جانشین خدا در عالم وجود است. فیلون لوگوس را واسطه بین خدا و عالم میداند و ملاصدرا نیز از آن به حقیقت انسان کامل تعبیر میکند. همچنین هر دو، انسان را مستعد صعود به درجات بالای عرفانی، به تعبیر فیلون اتحاد عرفانی با خدا و به تعبیر صدرا تشبه به خدا میدانند.