تجربه دینی و گوهرانگاریِ آن از منظر غزالی و ویلیام جیمز
نویسندگان
doi
10.22108/coth.2016.20763چکیده
تجربه دینی، یکی از مهمترین مسائل دینپژوهی در سدّههای اخیر است. در باب این مسئله، ویلیام جیمز دین را تأثیرات، احساسات و رویدادهایی میداند که برای هر انسانی در عالم تنهایی رخ میدهد و احساسات را مقوّم ذاتیِ دین میداند. از دیدگاه او، تجربه دینی گوهر دین است؛ به این معنا که حقیقت دین، احساسات و عواطفی است که در انسان، هنگام رویارویی با حقیقت غایی پدید میآید و امور دیگر مانند عقاید، اعمال و مناسک، مؤخّر از این تجربهاند. «گوهرانگاریِ تجربه دینی» یکی از رویکردهای تجربه دینی است که ابعاد مختلف دین را به یک بعد فرو کاسته است و تجربه دینی را بهعنوان گوهر دین معرفی کرده است. ازسویدیگر، در جهان اسلام، غزالی نیز معتقد است: هدف نهایی دین، ادراک و تجربه حقیقت غاییِ مقدّس است که با اعمال صالح، عبادت، زهد و پارسایی به دست میآید. از نظر او، یگانه راه رسیدن به این حقیقت مقدّس، شریعت است. این دو دیدگاه را میتوان از جهتهای مختلف مطالعه تطبیقی کرد: وصفناپذیریِ تجربه دینی، تفاوت در منشأ اکتساب، مشکل دور در نظریه ویلیام جیمز و گوهرانگاری که جیمز قائل به آن است و میتوان با تفسیری دیگر، غزالی را نیز به آن معتقد دانست.