مقایسه نظریه حقیقت دوگانه در نگاه ابنرشد، ابنرشدیان و کلیسای قرن سیزدهم
نویسندگان
doi
چکیده
کلیسا در قرن سیزدهم در ارتباط با تلاشهای عقلانی فیلسوفان و اعتقادات دینی آنها نظریهای را مطرح کرد که به حقیقت دوگانه معروف شد. این نظریه عبارت است از این که چیزی میتواند در کلام حقیقت باشد؛ در حالی که نقیض آن نیز میتواند در فلسفه حقیقت باشد. کلیسا با این نظریه فیلسوفان را به کفر متهم میکند و فیلسوفان ابن رشدی خود را از آن مبرّا میدانند و ابنرشد در کتاب فصل المقال به صورتهایی با این نظریه موافق است. با تحلیل دقیق این نظریه با توجه به آثار موجود و بررسی وقایع ناشی از آن میتوان معانی مختلفی را برای این نظریه در نگاه هر یک از این سه طرف مطرح ساخت. در این مقاله سعی شده ضمن دستیابی به معانی مختلف این نظریه، مقایسهای نیز از لحاظ کفرآمیز بودن آنها بایکدیگر صورت پذیرد.