بررسی و تطبیق مفهوم خدا و اصالت در اندیشه کرکگور و سارتر

نویسندگان
doi
چکیده

دو مسأله و پرسش بسیار مهم که هم واره ذهن بشر را به خود مشغول کرده، یکی مسأله خداوند و دیگری جای گاه حقیقی انسان بوده که به وسیله یک انسان با اصالت و اصیل، به دست می‌آید. به نظر برخی از فلاسفه، انسان اصیل کسی است که رابطه‌ای استوار و محکم با خداوند داشته و از دستورات او به خوبی پیروی کند و به نظر برخی دیگر، اصالت انسان منوط به درک این واقعیت است که وجود انسان محور و نقطه ثقل هستی است. بر این اساس، نباید انسانیت خود را به بهای اندکِ وعده‌های آسمانی بفروشد. سورن کرکگور، فیلسوف اگزیستانسیالیست خداباور معاصر، با نگاهی ایمان محور دیدگاه‌های گیرایی در این زمینه ارائه داده و در طرف مقابل، هم نحله او ژان پل سارتر، فیلسوف اگزیستانسیالیست ملحد، به گونه‌ای دیگر و با پیش زمینه‌ای انسان محور، پاسخهایی قابل تأمل به این مسائل ارائه داده. از این رو، در این مقاله، مسأله خدا و اصالت انسان به صورت دقیق از نگاه این دو اندیشمند، بررسی شده و با توجه به آثار گوناگون هر کدام از آن‌ها و رویکرد ایشان به اثبات یا انکار خدا، تأثیر حضور یا عدم حضور خداوند بر اصالت یافتن انسان مورد کاوش قرار گرفته است.