شناسایی چالشهای موجود در شکلگیری اینشورتک در صنعت بیمة ایران با رویکرد نظریة اسکات
نویسندگان
1 گروه سیاستگذاری علم و فنّاوری، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 گروه مدیریت صنعتی، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
3 گروه مدیریت، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
4 گروه مدیریت، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22056/ijir.2023.04.06چکیده
پیشینه و اهداف: امروزه توسعة بازارهای مالی نوین بهمنظور افزایش سرمایهگذاری مولد مورد توجه محققان و سیاستگذاران رشد و توسعة اقتصادی قرار گرفته است. در چند دهة اخیر نوآوری فنّاورانه محرک اصلی تحول صنایع مختلف در جهان بوده و صنعت بیمه هم جزء این صنایع است. توسعة این بازارها که با ظهور فنّاوریهای نوظهور و برافکن بوده، کسبوکارهای نوپا را ایجاد کرده است که در کشورهای در حال توسعه با چالشهایی مواجهاند. این مطالعه با هدف شناسایی چالشهای موجود برای شکلگیری اینشورتک در شرکتهای بیمهای در ایران انجام شده است.روششناسی: روش پژوهش کیفی و گردآوری اطلاعات به دو روش مطالعة مبانی نظری و پیشینه و مصاحبة عمیق با خبرگان انجام شده است. برای تحلیل اطلاعات گردآوریشده از روش تحلیل محتوای کیفی و نرمافزار مکسکیودا استفاده شد. بهمنظور بررسی اعتبار نتایج حاصل از تحلیل محتوا از اعتبار معطوف به داده استفاده شد. جامعة آماری این پژوهش تمامی مدیران کسبوکارهای اینشورتکی کشور است، اما بهدلیل عدم امکان شناسایی همة آنها، نمونهبرداری قضاوتی هدفمند انجام شد.یافتهها: یافتهها نشان داد سطح اجماع برای موضوع خاصی که از طریق مصاحبه به دست آمد، بهعنوان مبنایی برای تفکیک نتایج برای تخمین شدت رابطه استفاده شد. پس از مرحلة کدگذاری باز 52 شاخص اولیه استخراج و در کدگذاری محوری 21 مؤلفة فرعی و 12 مؤلفة اصلی شناسایی و بهمنظور بررسی اعتبار کدگذاری از آزمون کاپا استفاده شد که نشان داد کدگذاری از اعتبار بالایی برخوردار است، که این ابعاد و مقولهها شامل فرهنگسازی، یکپارچگی، آموزش، تضاد منافع، مشکلات مالی، ساختار مدیریتی، زیرساختها، قوانین، بیتوجهی به نوآوری و محصولات جدید، عدم سرمایهگذاری، مالیات و قراردادهاست. خبرگان قویترین اجماع بین تضاد منافع، ساختار مدیریتی، قوانین، زیرساختها، فرهنگسازی و آموزش پیشبینی کردند که نشان میدهد آنها عناصر اصلی چارچوب پیشنهادی هستند.نتیجهگیری: یافتههای تحقیق نشان داد چالشها و موانع استفاده از اینشورتک در ایران را میتوان به دو دستة عمدة خرد و کلان تقسیم کرد. در سطح کلان موانعی مثل قوانین و مقررات، وجود انحصار و مشکلات مربوط به زیرساختهای کلان وجود دارد که همت و توجه مسئولان دولتی و مدیران صنعت بیمه را میطلبد. در سطح خرد که بیشتر جنبة درونسازمانی دارد، موانعی مثل منافع، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، زیرساختهای سازمانی و مسئلة آموزش کارکنان است که باید مورد توجه مدیران سازمانها قرار گیرد. با توجه به ورود فنّاوری به بیمه در سطح بینالملل، تغییرات مختلفی در عرصة بیمه بهوجود آمد. براساس نتایج این تحقیق چنانچه کارکردهایی مانند زیرساختها، ساختار مدیریتی، منافع، قوانین، فرهنگسازی و آموزش در ایران بهدرستی انجام نشود، زمینة فعالیت اینشورتکها در ایران بهخوبی فراهم نخواهد شد. همچنین چارچوب مطرحشده در این پژوهش به مدیران و سیاستگذاران این عرصه در رفع چالشهای موجود کمک خواهد کرد.