تأثیر اختلاف گفتمان در استنتاجات اصولی
نویسندگان
1 دانشیار گروه شیعه شناسی دانشگاه ادیان و مذاهب و عضو گروه پژوهشی اسلام و ادیان پژوهشکده امام رضا (ع)
2 دانش آموخته سطح سه حوزه علمیه قم
doi
10.22067/jfu.v53i1.81786چکیده
یکی از مشکلات معرفتی که پژوهشهای اصولی کلاسیک و معاصر با آن دست به گریبان است و احیاناً موجب عدم تفاهم و در نتیجه عقیمشدن برخی مباحث اصول شده، عدم التزام اصولیان به گفتمان واحد و خلط گفتمانها در تحلیلات اصولی است. با تأمل در تراث گرانسنگ اصولیان شیعه مجموعاً هفت فضای گفتمانی قابل شناسایی است که به ترتیب منطقی و تا حدی تاریخی عبارتاند از: گفتمان مبتنی بر تفسیر ارادۀ تشریعی به ارادۀ تکوینی، گفتمان عرف عام، گفتمان مبتنی بر مناسبات حاکم میان عبد و مولا، گفتمان مبتنی بر دلالتهای ظریف لفظی، گفتمان کلامی، گفتمان فلسفی و در نهایت گفتمان قانونی. در این نوشتار پس از شرح و بسط اجمالی هر یک از این فضاهای گفتمانی و بیان شواهدی از سخنان اصولیان، تأثیر اختلاف گفتمان در استنتاجات اصولی در مسئلۀ اجتماع امر و نهی نشان داده شده است. پس از آن در مقام پاسخ به این پرسش که در میان گفتمانهای هفتگانه کدامیک شایستگی دارد که به گفتمان غالب در تحلیل مسائل اصولی تبدیل شود، با بیان ادلهای، گفتمان قانونی حائز این شایستگی معرفی شده است.