طراحی مدلی برای صلاحیت‌های متخصصین بازاریابی در صنعت بیمه با استفاده از نظریۀ داده‌‌بنیاد

نویسندگان

1 گروه مدیریت بازرگانی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

2 گروه مدیریت بازرگانی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

3 گروه مدیریت بازرگانی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

4 گروه مدیریت بازرگانی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

doi
10.22056/ijir.2023.02.02
چکیده

پیشینه و اهداف: با توجه به تحولات به­وجود آمده در عرصۀ فناوری دیجیتال و توسعۀ رسانه­های اجتماعی، صلاحیت­ها و قابلیت­های بازاریاب‌ها به­منظور استفادۀ بهینه از این ابزارها و همگامی با این تحولات در صنعت بیمه مبهم و نامشخص است. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائۀ مدلی برای صلاحیت­های متخصصین بازاریابی در صنعت بیمۀ کشور است.روش‌شناسی: از آنجا که این پژوهش با تکیه بر داده­های کیفی جمع­آوری شده و به ­دنبال آن است تا چارچوب قابل­قبولی پیرامون صلاحیت­های متخصصین بازاریابی در صنعت بیمه ارائه و در نتیجه شکاف فعلی را در ادبیات بازاریابی بیمه پر کند، از نظر هدف تحقیقی از نوع توسعه­ای محسوب می­شود. روش اجرای این پژوهش نظریة داده‌بنیاد با استفاده از رهیافت نظام‌مند است. با توجه به اهداف تحقیق، جامعۀ­ آماری پژوهش را مدیران و بازاریابان فعال در شرکت­های مختلف بیمۀ کشور تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب شده‌اند. با این نگرش، انتخاب خبرگان با توجه به دو معیار: داشتن حداقل پنج سال سابقۀ کاری در بخش­های مرتبط با صنعت بیمه و برخورداری از تحصیلات کارشناسی‌ارشد به بالا (رشته­های مدیریت بازرگانی و بیمه) انجام پذیرفت. مصاحبه­های نیمه‌ساختاریافته با طرح شش سؤال کلی تا تحقق اشباع ­نظری در مصاحبۀ نهم به دو صورت حضوری و تلفنی ادامه یافت.یافته‌ها: در این پژوهش از رهیافت نظام‌مند داده‌بنیاد استفاده شده است. در رویکرد نظام‌مند، نظریه‌پردازی در سه گام اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذای انتخابی انجام می‌شود. به این ترتیب، برای شناسایی عوامل تشکیل‌دهندۀ مدل صلاحیت‌های متخصصین بازاریابی در صنعت بیمه، تحلیل داده­ها در مرحلۀ کدگذاری باز منجر به استخراج 77 کد باز اولیه، 17 مقولۀ فرعی و در نهایت 7 مقولۀ اصلی شد. در مرحلۀ کدگذاری محوری، 7 مقولۀ اصلی در قالب پدیده‌محوری (صلاحیت عمومی و تخصصی)؛ شرایط علّی (قابلیت­های فردی)؛ راهبردها (توسعۀ قابلیت­های بازاریاب‌های بیمه)؛ شرایط مداخله­گر (عوامل محیطی)؛ شرایط زمینه­ای یا بسترها (سیاست­های شرکت بیمه‌گر)؛ و پیامدها (توسعۀ صنعت بیمه) شناسایی و مدل پارادایمی ترسیم شد. سرانجام، در کدگذاری انتخابی، به پالایش یافته­های قبلی پرداخته شد و با طی این فرایند، چارچوب نظری پدیدار شد. مطابق مدل، صلاحیت عمومی و تخصصی بازاریابان صنعت بیمۀ کشور تحت‌­تأثیر عوامل مربوط به قابلیت­های فردی قرار دارد. علاوه بر این، توسعۀ قابلیت­های بازاریاب‌های بیمه با هدف تقویت صلاحیت­های آنان، تحت‌­تأثیر عوامل محیطی و سیاست­های شرکت بیمه­گر قرار دارد. درنهایت، توسعۀ قابلیت­های بازاریاب‌های بیمه، گسترش صنعت بیمۀ کشور را به‌ دنبال خواهد داشت.نتیجه‌گیری: این پژوهش، به کمبودها و خلأهای قبلی پیرامون مطالعات مربوط به صلاحیت­های بازاریابان بیمه با بررسی عوامل مختلف و با تأکید بر تحولات محیط کسب‌و‌کار پاسخ می‌دهد. بر این اساس، تقویت و پرورش همۀ ابعاد و مؤلفه­های مدل از طریق برنامه­ریزی و به‌کارگیری آن در جذب و پرورش بازاریابان بیمه، ارزیابی صلاحیت­های آنان و ایجاد بانک اطلاعات از بازاریابان صاحب صلاحیت می‌تواند جهت تحقق تحول و توسعۀ صنعت بیمه در کشور تسهیل­کننده باشد.